وقتی نیستی - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
حال قلبم درب و داغان است وقتی نیستی گوییا در خانه طوفان است وقتی نیستی خار در چشمان و در نایام نشسته استخوان دیدگانم ابر گریان است وقتی نیستی آن بهاری که به گرمای تنت محتاج بود یخ زدهشاعر:بهاره کیانی قلعه سردی
خورشید خاموش - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
هیچ کاری ندارم نه با آسمان و ستاره هایش نه با دریا و ترانه هایش حوصله ام سر رفته از چشم انداز هر چه خورشید است روز! هنگامیکه می تابد شب! هنگامیکه که می خوابد ماهشهرشاعر:علی ربیعی ((علی بهار))
بــازی - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
شـالوده ی مـلّت هـای ما حـرف و سـخن بود ؛؛؛ تَحَصُّن های مـشکل ساز و بی تدبیر ، ظَنّ بود ؛؛؛ این کلام و بازی با لغـت ها چـون سـرابیست ::: حقّا حرفِ مـولامـان ، فـقط شمـشیر و تَن بودشاعر:سید امیر حسین شاه طاهری
این قافله عاشقی به جان داشت اگر ... - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
حالا شدیم لقمه ی احقاق !! این س ا ل ه ا آیه های سکوتت به کدام سوره بود؟! . . این دوره فریادِ صندق شکمی ست !! رای ها را می بلعد ... *محمد کریم زادهشاعر:محمد کریم زاده نیستانک
در حرم - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
واعظی گفتش به یاری در حرم ماسک بر صورت مزن ای محترم نازنین اینجا حریم امن ماست دست نامحرم از این عالم جداست هیچ ویروسی نباشد رخنه گر در حرم هرگز نباشد فتنه گر چون تبرک گشته هرجای حرمشاعر:منصور قیدرپور
ویرانه عشق - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
بسمه اللطیف نیایشی با عشق گذر افتاد مرا باز به ویرانه عشق باز شد این دلم آشفته و دیوانه عشق بی وفایی دل آزار چنان آواری است که کند دفن به دل شاهد جانانه عشق گشته تاریکی و ادبار و گرانجانی وشاعر:مهدی رستگاری
غم عشق - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
اندوه دلم که هیچ تقدیر نبود بر هیچ کسی قدرت تفسیر نبود بالِ دلِ پروانه وَشَم در غم عشق می سوخت و انگیزه تقریرشاعر:ساسان زمانی مقدم (پونه)
پرده ی آخر - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
مجنون سر خاک یار قامت بشکست باران صفای دیده بر گونه نشست جان داد بر آن مزار و با خاک آمیخت بر دفتر عشق آفتابیشاعر:ثریا خورشیدی
تم تو درمن - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
قطرۀ چشم هایت درمن چون قطره ای از شبنم شد پشت به مه ای رو در رویم ستاره باران شد با تو دلهره های من چون خستگی از نفس افتاد در طبیعت تنت عطر پاکی خاطره ساز شد در نفسی از نقش تو باران پرشاعر:علی بارنگ
خُسرُوا - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
اطبا گر چه که عاجز ز علاج این دلارا خسروا شوق تو دیدن به ز مرهم و دوا را هر که گوید پس از مرگ همه فانی و جدایی «آن»به وصلت شود درمان که تو باقی و خداشاعر:یونس خواجه (آن)
راه حل مشکلات مردم - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
مشکلِ مردم سه حالت بیش نیست نا امیدی بی گمان در کیش نیست اول آنکـه می شـود کـاری نمـود پس چرا بـایـد بـرآن زاری نمـود دومین مشکل بگـویـم ایـن چنیـن بهرِ چـاره زین سبب بـایـد کمین سومینشاعر:سلیمان ابوالقاسمی
پونه وحشی - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
قصه ی عشق تو در باور ما ،فانی نیست گرچه ویران شده ام، باعث ویرانی نیست بوسه های تو هوس بود به لب های همه به لب ساحل من ،موج تو شیطانی نیست الموتی ست بلندای تو تاریخی و صعب به صباح نفسم عطر توشاعر:الهام امریاس
حلاوت عاشقانگی - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
صبح است و انتظار من تابیدن لبخندیست از ورای پنجره نگاهت دوست دارم تمام نواحی عشق جالیزی باشد از بارش تو و من در انتهای مرزی بی پایان حدودی برای ناشناخته ها قائل نباشم. بی قراری باشمشاعر:اذر امروزیان
ناامیدی - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
کوچه خلوت، شهر ساکت، آسمان خاکستری زهره ای در خون نشسته پیش پای مشتری روی دستان پریشان زمین جا مانده است پینه های خودکشی از لذت همبستری بوی مرگ از هر طرف دارد به اینجا می رسد من ندارمشاعر:مریم جلالوند
پیر مست - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
ما سرخوش و مست جام خداییم پیریم و قدح تا ز سر وصل بخواهیم گر می به قدح ریزد و جانانه نمیریم دیوانه شویم رقص سما راشاعر:حمیدرضا قاسمی
نوید ... - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
چه خوش طعم است ، سیلی خوردن از آن یاورِ مختار... تمنّا کردمش ؛ با جبر هم ای مهربان ، دل را هدایت کن... (در گذرگاه زندگانی ، آنها که دل به خدا سپرده اند ، نیک میدانند هنگامی که به بازار عشق الهی قدمِشاعر:آریا امامیان
طعم تو - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
آه خدای من تو شیرینی میوههای تابستانی را به یاد میآوری که لبان تشنگان را میشکافند و در پرتو سوزان آفتاب، به خوابی سخت میبرند! و من هنوز چون تشنهای راه کوفته، طعم تو را بر لبشاعر:انامک (علیرضا غفاری حافظ)
تبریز - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
به گمانم تبریز زخم عمیقی دارد بر دل که این چنین؛ تب کرده پیشانی غزل های شهریار از بغض سهند برای داغ ستارخان وشاعر:مرتضی سنجری
بی درد تو کم کم کمرم هی د خل ایبو - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
بِی دردِ تو کم کم کمرُم هی دَ خل ایبو پایل مو وَ رَه رهتنه مِن غم دَ شَل ایبو ریی بلگه اگر خاطریلمه بنویسم سنگینیِ ایی خاطره بلگه دو کل ایبو اَر دردمه پچ پچ بکُنُم تِی در و دیوار دونم که وَشاعر:سهراب عرب زاده.سرگشته.
با تو همیشه برنده م.... - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
اصن تو گُل نیستی!... بلکه یه دسته گلی اگه تو باغچه دلم گُل بشی خودم قطره قطره برات بارون میشم... اصن برات آسمون میشم تو پرنده شو خودم برات سایه بون میشم عشق به شِدَّتم یه جور برات دستشاعر:محمد کیا حبیب زاده