انسان ماضی است! - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
...و همین که خدا از تنهایی اش ترسید آدمی را خلق کرد تاشک هایش را بشکند! حالا تکه تکه های تنهایی ام را برمی دارم و به لباس هایم می چسبانم تا در خیابانی نابلد گام بردارم با پوکه های آهی پی درشاعر:رامین یوسفی
نیرنگ عیان - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
آن دم که زمانه غرق ظلم است و ستم نیرنگ شده عیان و حق خواهی کم درماندگی است و ناتوانی « راحم »، کردن به کس اعتماد و تأیید ِ شاعر:جواد رحیمی
عشق جانان - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
دل به سختی به تو دادم؛ ز کسی پنهان نیست دل رها کردن از این عشق ولی آسان نیست عشق را با تو و با عشق تو معنا کردم عشق از دید من و دید شما یکسان نیست عشق یعنی تو و تنها تو و هرجا تو و تو هر که مانندشاعر:اسماعیل یاوریان
عشق کامل - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
« عشقِ کامل » با تو بودن را در تو بودن ، عشق حاصلش می کند که این همه دوست داشتنِ با شکوه را خود مختارست بی شک . من ، در تمام ایامِ تلخی ها تو را یافتم تنها ای لَچَک بر سر و سر به هوایِ روزشاعر:س.ح.آرام « سجاد حقیقی »
خاموش - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
در شلوغی خیابان های پائیز پشت چراغ های قرمز چهار راه ها در پیاده روهای بارانی کوچه ها وقتی اشک چشمانت ریخت تازه فهمیدم؛ چقدر ستاره دارد آسمان روشن نگاهت و من خاموششاعر:مرتضی سنجری
تقدیر و سرنوشت یه عشق آسمونی - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
می دونم یه روزی قلبم تو رو عاشق می کنه می دونم یه روزی احساسم رو باور می کنی میرسه روزی که کنارم باشی من هر دفعه نگات کنم دلم دق کنه میرسه روزی تو تنها مال من باشی دستات رو بگیرم بزنیم به دلشاعر:محمد کیا حبیب زاده
سهم تو - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
تو را دیدم که کودکیهایت را چسب میکردی پشت چشمهایت درد را بی زاویه از عمق پوشیده در غبار میخواندی روزنامههای هر شبت را بی چای تلخ میبلعیدی و شیرینی اخمهایت را پشت درهای بسته بهشاعر:صمیم ع اسمعیلی
من هایم؟! - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
در من هزار من، نونهال و پیروار، خفته ی بیدار نفس می کشند، حرف می زنند و مرا به هر سوی بی سو می کشانند همزاد هایی از جنس نور و تاریکی بندی و رها ماندگان پرّانی که آرام و رام در من به من سازیشاعر:مهری سلیمان پور
هنگامه های روحانی - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
در بیشه جنگلهای آرتویس بود، در میان درختان، در زمینی غرق در خون، سرباز زخمی آلمانی خفته، و نوای گریه های او در شب طنین انداز ، در پوچی... هیج بازتابی پاسخگوی درخواست او نیست، آیا آنقدر خون ازشاعر:میلاد غریبی زاده
10 - ( وای از دست مشهدی باقر) - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
میخواهم که بگویم ازمشهدی باقِـر چندیست بیچاره شد بدجوری لاغِـر آخه چاره نداره اعتیاد داره بیچاره دیدیم که آقا توی چورت این اواخِـر پرسیدیم توکه اینهمه ادعا داشتی تودیگه چرا توپاتیلشاعر:صمد محسنی
مست شویم - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
وقت آن است که از غصه و غم دل برهانیم دیوانه شویم مست شویم سجده نماییم. .. زینب موسویشاعر:زینب موسوی (ثمین)
ردپای شهید - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
یک سلسله رد پای را می خواند آواز خوش خدای را می خواند شهری که غریبه زمانش بوده مضطر اذا دعای را می خواند بر سقف دلمنزول انسان کافی ست پر رنگترین خدای را می خواند خون است دلماز این زمینشاعر:هادی جاهد
کودک کار! - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
هنگام غروب خورشید،آسمان سرخ وآن مشت خونین وشرحه شرحه بیتابم که درسینه میتپید،درکنارآن ترانه زیبا،اماکشنده باران،نفس کشیدن رابرایم دشوارمیکرد.آدم هاازکنارم ردمی شدتدومن...متعجب وحیرانشاعر:الهه خطیری
خدا - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
و خدایی که به من گفت سرانجام خوش است و خدایی که به من گفت که پایان خوش است و خدایی که به من گفت اگر وا ندهی قول میدم بتوانی که پایان خوش است و چه پایان قشنگیست همین مشتی از خاک به خاکشاعر:روژان کرمی
یاشاماق - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
ترجمه شعر میگن طرف چندین سال عمر کرده نمیگن که شبانه روز کار کرده میگن ماهم بدنیا اومدیم نمیگن که همش آه کشیدیم آد الوبدور کی فلانکس نچه ایللر یاشیییب دای دیمیللر کی گجه گوندوزی خلورشاعر:حسین هاشمی اهری
همپای روزگار - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
گاهی به ذهنم می رسد بیتی ، کلامی چون آرزو بی انتها و نیمه کاره می گویَمَش می آورم بر روی کاغذ می خوانَمَش ، بعدَش کُنم هی تکه پاره حیران و سرگردان دنیایی غریبم با کوهی از فکر و نیاز وشاعر:ابوالفضل زارعی
سیاهِ غمت - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
دارد غمت به تارِ دلم ، چنگ میزند بر شیشه ی اتاقِ دلم ، سنگ میزند آغوشِ من به روی غمت ، باز میشود بر جامه ام ، سیاهِ غمت ، رنگشاعر:جواد قره محمدی
انزوا - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
این انزوا سهم توازدنیا نبود است دست کدامین خواب شوقت را ربود است؟ گفتی که تنهایی ،ولی هرگزنگنجید در باورم تنهاییت تا این حدود است چیزی بگو حرفی بزن حالا که حتی بال سپید شعرهامان هم کبودشاعر:عباس چناری
با من به زبان آذري عشق بورز/سه رباعي جديد - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
رباعي اول مانند فرشته و پری عشق بورز با شیوه مرغ سحری عشق بورز کندوی شکرریز سهند و سبلان با من به زبان آذری عشق بورز رباعي دوم غم بود به خانهها؛ نمیدانستیم... ما علت غصه راشاعر:عیسی محمدی
کدام غُراب - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
آواز کدام غُراب بود طرحِ شومِ تنهایی نبض سکوت، چشم در چشم فلق مجروح بسانِ آن سروِ افتاده بر کنگره ی خیالِ کاکلِ اندوه پای سِفت کرد وشکوفه داد آواز کدام غُراب بود خواب کدام قوی عاشق شاعر:مجید ابتدایی