باز کنید مرزها را
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
باز کنید مرزها را و بگذارید رومئو این بار، عاشق شیرین شود و دیگر لباس انسانیت بپوشانید بر تن های زخمی و روح های مجروح و تبعید کنید جنگ، تفرقه و اختلاف دین و مذهب ها را به قصه ها و درون آدمشاعر:عبدالله خسروی
دامنی از عشق
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
دامن دامن عشق دارد زیباترم میکند از وقتی دوستداشتنت هر بار به من سر میزند و میان احساسم خاطره میشودشاعر:سیده مریم وهابی
طواف
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
ای دل به طواف عشق نابی برخیز تا صبح ظهور به شوق ساقی برخیز هر چند میان موج تشویش شدیم بیگانه زخود ولی به عشق لیلیشاعر:ابوالقاسم میدانی(قاصم)
ازسکوتِ پشیمانِ مشت هایِ کبود ...
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
ازصدایِ / عطوفتِ باران در چترِ کوچه ها چه می دانیم از تشویشِ یک پولک بر سطرِ آب ها ! . از شکوهِ عشق از تشابه گل هایِ اطلسی رنگین کمانِ عجول چه می دانیم از سکوتِ پشیمانِ مشت هایِ کبود آتشِشاعر:فریدون ناصرخانی کرمانشاهی
پشه و چراغ
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
" پشه و چراغ" گروهی پَشِّگان ،گِردِ چراغی چراغی روشن و بسیار داغی تمامی شادمان فارغ ز غم ها بدور از غصه ها و بیش و کم ها بچرخش بودن و مشغولِ صحبت برایِ گفتگو دنبالِ فرصت یکی وزشاعر:اسماعیل پیغمبری کلات
و لبخند، تنها گذرنامه جهان...
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
روزي خواهد آمد روزي كه قفلسازها بيكار خواهند شد كليدها به بازنشستگي خواهند رفت وَ درها، بزرگترين توهين خواهند بود روزي كه هر لبخند، پيوندي است هر سلام، پيوندي است هر كوچه، پيونديشاعر:عیسی محمدی
شُهره‌ی شهر
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
u200d شُهرهی شهری وُ هَم، وردِ زبانی، خوب است واقعاً قلب ِ مرا تیر ِ کمانی خوب است؟! لب ِ من را به لبت گیری وُ دستانم را گهگداری به ضَریحَت برسانی خوب است در قفس ماندن من، از سرشاعر:امید کیانی
درفراغِ برادرم...
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
نُه سال بی تو بودن دردل،غصه خوردن بادردگریه کردن دلتنگ،ازنبودن از خاطرات گفتن با قصه هافشردن ازغصه ها گریستن سخت است بی تو بودن درد است تورانداشتن بازدرپناهِ باران اشکشاعر:فهیمه جانی پور
قبله گاه من شدی
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
رفتی دیگربی خبرگشتی تو ازاحوال من کس نمیپرسددراین ویرانه دل هم حال من نای پروازی ندارم پرگشایم سوی تو چون نباشد درتوان وقتی شکسته بال من درکنارپنجره چشم انتظاربنشسته ام دل به امید دوچشمانشاعر:کریم لقمانی
اعتراف
-
تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
قدرِ زیبایی تو تنهایم قدرِ تنهایی من، مغروری من سراپا همه در آتش عشق تو به آتش زدنم، مجبور ی حالتی را که سبکبال ترین مرغ مهاجر دارد عشق آموخت به من بیخیال تو شدن آسان نیست چه رسد خاطره ی شاعر:مجید ابتدایی
عشق یعنی 2
-
تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
عشق یعنی خاطرات بیشمار دفتری آغشته به گَردُ غبار عشق یعنی زمزمه در گوش یار خلوتی در گوشه ای با بوی یار عشق یعنی بوی باران در بهار نوگُلی روئیده در دستانِ یار عشق یعنی التهاب یک نگاه برق شادیشاعر:محمدحسین صدرا
بعدها
-
تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
پیله بستم دور خویش آتش زدم بر گور خویش میروم من تا رهایی میروم خوب وبد می ماند از من نامی وبس می روم تاگردم رها ازعذاب این جهان بعد مرگم در اتاق کوچکم می شوند جمع یاران تا بیابند چیزی از منشاعر:قاسم الماسی
عمررفته
-
تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
سال های عمرکه رفت هدیه ای بودبه من قدرندانسته همه رفت به باد همچوروغن که بریزد برخاک آب بود از جوی گذشت آب رفته برنمی گرددشاعر:کیمیا سرجوقیان
هجران تو
-
تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
یکباره امشب یاد چشمت بی قرارم کرد آری نبودت شاعری شب زنده دارم کرد شیرین من! امشب بیا دریاب حالم را تقدیر من دلدادهای فرهاد وارم کرد تا صبحدم چشم انتظارم بی وفای من هجران تو آخر چه باشاعر:مهدی ملکی
لاله‌ها دَر خواب
-
تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
سَرزَمینی مَتروک لالهها دَر خواب واژهها دَر خواب چَشمهایی باز دیدِگانی غَم بار چه بیهوده فَریادها سَراسَر شَب هَمچنان سَرد اَست خورشید را نَقاشی کُن . میم.ر.منفرد محمدرضاشاعر:محمدرضا پاپی
تن پوش
-
تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
کاش گاهی کسی باشد شقیقه دلم را ماساژ دهد، بوی تعفن تردید را باز ستاند، تا مانند مارمولکی دستپاچه سر بر شانه دیوار نسایم، و لحاف همه غم ها را ، پریشانی ها را بر سرم بتکاند، بگذار اعترافیشاعر:مهدی شریفی
مرگ پرواز
-
تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
گیریم تو آمدی دست هایت را گشودی اما چه می داند کسی بعد هزار سال چه می کند پرنده با قفس باز...شاعر:شیما اسلام پناه
ملاقات پنهانی
-
تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
وعده ملاقات پنهانی دوباره ما کنار همان برکه کبودی که نرسیده به تک درخت بید مجنون آنشب کنار ما دو نفر با ماه عکس یادگاری گرفت همان شب رویایی که با سوزن و نخ عاشقانه های مان وصله های زندگیشاعر:عبدالله خسروی
من از هجران تو فَردم
-
تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
تو ی دریای چشمانت، حبابی خالی و سردم میان موج این دریا، به دنبال تو می گردم نه را هست انکه تنهایم گذاری در خمٍ موجی نه انکه فانی ام سازی، میان این همه دردم بیا ای جان جانانم، بیا ای نورشاعر:سید محمود سید موسوی
رستن از آدینه ها
-
تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
پرواز کن ای وجود ناآرام و پرغلیان از دهشت ها پای بنه بر تمام قواعد خاکی و بره روح سرگردانت را از تمام تابوهای ساختگی اینجا تو و من ... صدای همیم و بیکران آسمان سهم شیدائی دل هایمان بگذار پرشاعر:سکینه اسدزاده