عرصه زندگی
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
گر که دلبر بشکند دروازه ی پرهیزها باغ هم گل می دهد در موسمِ پاییزها رسم زیبایی ست گر عاشق بمانی تا ابد مثل شیرینیِ غم در سینه ی پرویزها خانه را خالی کن از این آسمان غم زده گَرد بردار از دلِشاعر:مریم جلالوند
مخمور
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
آهک پاشیده بر نسوج دل، تا نماند خاطری از استخوانهای پر درد زیر پوتینهای قهر و پیوند خورده بر مویرگهای بیعدالتی جفای زخم و زخمههای ناسور بیایمانی تاولنشین شد میان جنونِشاعر:خاطره خیوه
پژواک نور
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
مهربانی تو پژواڪ نوراست درآیینه ی نگاه وقتی سحر با تو متولدمی شود وعشق در ضمیرڪوچه ها شڪل می گیرد. آنجاڪه گنجشڪ های شهر دانه دانه بذر نگاهت را از تماشای آفتاب می چینند. ومن ڪودڪی ڪه ازنهادشاعر:اذر امروزیان
به یکباره خواستمت
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
به یکباره خواستمت همچو مادری که دلتنگ تک پسر سربازش شده است همچو زندانی که در حسرت دیدن همسرش افسرده گشته است همچو گنه کاری که یک قدم مانده به مرگ در جستجوی توبه افتاده است همچو مسافری درشاعر:میلاد غریبی زاده
داشی فایده نداره!
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
وقتی زمین شوره بذر پاشی فایده نداره وقتی اتوبوس رفت پاشی فایده نداره وقتی خونه نداری و یه عمر دربه دری صدتا مبل و قالی و کاشی فایده نداره لیلیت توی دلش واسه شناگرا جا نیست رفیق ! شوماخرشاعر:مانی طالب زاده
65 - ( ای که مرا گیسوی توزنجیر )
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
دردل هرعاشق ازعشق تو تاثیر نه فقط جوانان برهرچه رند پیر همه ازعشق تو شده اند دیوانه ای که مرا گیسوی توام زنجیر شدیم ستون خیمه توفرونریزی به همزنجیرکشیدی زقفا شمشیر برسرآن خاک وخیمه شاعر:صمد محسنی
ایستگاه دل نوشته ۱۰۵
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
زندگیِ کارتونی در دنیای خیالی خوشبختی است! اما مرگ کارتن خواب در کوچههای بدبختی واقعی! ©©©©©©© اکتفا به دروغ های واقعی با صرفه تر است تا اعتماد به واقعیت های دروغی! ©©©©©©© همه یشاعر:عبدالمجید حیاتی
جهان
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
غم از جهانم کوچ کرد وقتی جهانِ من شدی من بی نیازم از جهان وقتی از آنِ منشاعر:جواد قره محمدی
دوبیتی 57
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
بر طرز اين زمانـه، كي عاشقند و شيدا هرطرز را بيارنـد، خودشان نِي اند پيدا هرچنـد كه كار دنيا، باشد به دست آدم بنگر كه اصل اين كار برما نشد هويدا ٭٭٭ هركه در افكار جهان، خود سر شاعر:حسن مصطفایی دهنوی
منم به دام تو ای ماه رو همچون اسیر
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
منم به دام تو ای ماه رو همچو اسیر روا نبود چنینم رقم زند تقدیر به حلقه سر زلف و به دیدگان سیاه نموده ای همگان را به کند و در رنجیر به خواب دیدمت ای مه که دست من گیری بریده ام دل از این خوابهای بیشاعر:آرمین نوری ارومو
"راستی"
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
ای کە با اندیشه پوسیدەات سر می کشی بە هر دری از" من"یت گر نیفتی گویمت که ؛xa0 عینxa0 ...ری فکر کردی ، ! کی بود جایت به جنت چون جنایت پیشەای فکر کردی گوشەایش را همچو مالی می خری فکر خامت را گذارشاعر:سید مادح کهنه پوشی
گل مریم
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
گل مریم خزانت را نبینم غروب آسمانت را نبینم نبینم پرپر از دست زمانی نبینم زخمِ جانت را نبینم گل مریم بمانی با طراوت و خشکی بر لبانت را نبینم نبینم عطر و بویت را نداری نبینم آن زمانت راشاعر:علی عطازاده
عاشقانه ماهی سیاه
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
عاشقانه یِ کوتاهِ ماهی سیاه در یک نگاه: آه از آن ماهشاعر:علی سهامی
عشق محض
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
گر عاشقی دانی بیا گر فارغ از آنی برو گرغافل از خویشی بیا گردر پی جانی برو دل داده ای کامل ، بیا بر دلبری، عامل بیا جز جور در این ره مجو گر در پی نانی برو اینجا بجز دلبر مجو ، سجاده و منبرشاعر:عباس م اسدی (عما)
نفهمیدیم..
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
ما را نشان دادند از همان کودکی از همان روزی که قلک عیدی مان از همان روزی که اتاق جدای مان از همان روزی که وظایف مان شکستند قلک مان را جدا کردند اتاق مان را وظیفه کردند کار مان را تکیه گاه هر چهشاعر:شهلا چراغی
حول حالنا
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
روز و شب در لايه هاى روح ماست روشنا و ظلمت از اين ماجراست چون كه شب آيد به ظلمت در شويم آفتاب آيد برون ، گلشن شويمشاعر:مصطفی مروج همدانی
معصیت
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
جز معصیت توقعی از من نمی رود فرزند آدمم که به عصیان زبانزد است سمیهشاعر:سمیه شکری
شکر
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
گاه باید که شنید نغمه بلبل را.. که چه گوید با گل یا که آواز قناری که چه گوید با دشت یا همان باد ملایم که در گوش درخت.. میکند وز وز و گوید که چطوری ای مرد؟! در جوابش گوید: محکم از لطف کریم که مراشاعر:سجاد فتحی نژاد چغاسبزی
دلخوشی
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
لنگه کفشی دربیابانِ پرزسنگ عصای ترک خورده ی پای لنگ شمعی روبه زوال در ظلمت تن پوش بد دوخت برقامت سایبان درظهرِتابستان چتری درزیر نم نم باران توبگو نزد توکدامینم گفت دلخوشیشاعر:کیمیا سرجوقیان
گفتار و عمل
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
روزگار اینجا عجب بیداد کرد هرکسی گفت و دل ما شاد کرد از امارت تا دمکراسی و دین هرکدام آمد و ما را کرد زین انقلاب آمد که حق کارگر می دهد زان شربتش نی جام زهر سلطنت کردند و غارت روزگار عاقبتشاعر:محمدصالح مصلح