حال قلبم درب و داغان است وقتی نیستی
گوییا در خانه طوفان است وقتی نیستی
خار در چشمان و در نایام نشسته استخوان
دیدگانم ابر گریان است وقتی نیستی
آن بهاری که به گرمای تنت محتاج بود
یخ زده
برچسب :
نویسنده : محمد رضا جوادیان
بازدید : <-PostHit->