و من... - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
از آن همه فرو ریختن ها از آن همه شکسته شدن ها از آن همه تحقیر های به ناحق از آن همه بی حرمتی ها بر دادار روزگار شکوه ها دارم وه ، چه زشت و دردناک بود آن همه زمان ها ،وه،چه جان سختی، چه خودداریشاعر:شهلا چراغی
چامک تولد - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
تولد آشفتهی بادم چه شمعهایی که مرا فوت نکردهاندشاعر:مرتضی نعمتی اخگر کرفکوهی
تا گذر گاه صعود - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
بی تو باید چه کند تا گذرگاه صعود نفسِ پنجره یِ کلبه یِ احساس، اینجا من که بی هُرم نفس های تو دلتنگ ترین نغمه ی این سمفونیِ پروازم وسطِ رقصِ غروب به چه ، دلخوش باشم تو اگر دورترین خاطره را، شاعر:سعیده کریمی
مرگ های روزانه - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
روزی نیست که خورشید را از تیغه ی کوه نگذرانند؛ آسمان غروب را دیده ای!؟ اینگونه است،شاعر:شیما اسلام پناه
آه چقدر بزرگ بود - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
آه چقدر بزرگ بود اطاقی به اندازه یک پنجره که از آن می شد تمام فصول را به تماشا نشست و در جیب باغچه ی کوچکش پُر نرگس و زنبق بغل بغل زندگی و خالی از مرگ هنوز ناز انگشتانش بر نرگسها و زنبقشاعر:سرالله گالشی
ثانیه ها - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
عمر من تو ساعت ها نیست روزها نیست سالها نیست ثانیه هاست آن روز که شب شد بگذشت ثانیه ها و دریغ از روز چون ثانیه ها رفت رفت روز رفت سال رفت عمر زود چون باد این عمر عجب می گذرد به تماشایش، چهشاعر:فرهاد ظفری
حلقوم تشنه - يا حسين ع - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
شيدائى طريقت آلاله ها شدم شيدا تر از بهانه ى پروانه ها شدم بختم ز خاك تيره رهاندم ، عاقبت حلقوم تشنه بر لب قداره ها شدمشاعر:مصطفی مروج همدانی
رقص قلم - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
خواست من شعر ببافم و بپوشاند او بر تن احساسش. خواست من رقص قلم گیرم و او با دو چشمش بکند شعبده هایش،تکرار. من همه شوق و فراوانیِ شعر او همه ذوق و فرو رفتنِ در اعماقم. کلماتی که چنین افسونشاعر:حمید اسلامیخواه
رویا - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
در بسی درگیری رویای شب این دلم دیوانهوار درگیر تب در وجود این دلم باز آمدی باکمی عشوه و طناز آمدی دیرگاهی است که دلم درگیر توست ساده گویم یک غمی پیگیر توست یادت آور قصه ای خواندم ز بوفشاعر:فاطمه دهقان کروکی
سپیده دم - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
سپیده دم چو خورشیدِ کهنسالِ زمانه بزد بر گرده ی شب تازیانه سپیدی شهد درکامِ جهان ریخت به ناز آمد دوباره هر جوانه به فرمانِ نسیمِ بامدادی به رقص هر شاخه ای شاعر:غلامرضا انعامی
مذهب جعفری - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
مذهب جعفری جوهر عشق تو را دفتر ایام گرفت مذهب جعفری از نام تو الهام گرفت بعد ۸۳ سالی که ز هجرت طی شد عطر سیمای تو را خیمه اسلام گرفت صادق آل محمد شدی و بار دگر رونق علم تو را منطق احکامشاعر:علی معصومی
خیالی بس ،خونین دارم - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
از پی پرواز اجباری با كابوس ها خیالی بس، خونین دارم دور شو دیگر زمستان هر خیابانت را می نگرم رد برف است كجایی بهار !؟ شاخه های جوان را نرسیده به خزان قطع كردند سطر سیاهی اندیشه ام را زخمشاعر:عبدالله خسروی
آرام تر از آهو - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
٫٫آرام تر از اهو بی باک تر از شیرم٫٫ در لونه دشمن هم بی ترس و ابا میر در وقت و زمان جنگ، چنگیز مغول ،فریاد در وقت و زمان صلح آرام تر از فرهاد هم طالب آرامش هم جنگیو بی باکم هم دل زده از شهرم همشاعر:هاتف محمدی
نبودن... - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
- فكر كن پيـرهنم بوي نبودن بدهد من نباشم و تنم بوي نبودن بدهد فكر كن غرق شوي در من و روياي خودت هيچ كاري نتوان كرد كه بودن بدهد خاك سنگين و تنم خسته از اين بي رحمي ست فكر كن من بــروم ، او دلشاعر:زهرا محمدزاده آلمالو
طنزکرونا - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
کروناآمده هشیارباشید/تمام طول روزبیدارباشیم اگردیدی کسی سرفه کندهی/زاودوری ولی همیارباشیم کرونادردبی درمان امروز/نترسیدقلدورودلدارباشیم بشوییددست وپاراهردقیقه/زترس این نامردبیمشاعر:قاسم کلانی
خنده از لبانم... - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
خنده از لبانم پر کشیده است مثل پرنده ای از لانه ی آتش گرفته نه آن پرنده دیگر باز خواهد گشت نه این لانه دیگر لانه می شود خودت بگو یار من تو کجای این ماجرا بودی؟! ابر شو بر من ببار آبی بر آتششاعر:آساره نظری
هذیانهایِ کویر!! - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
عمرم را، بدین واحه، به میانِ نیزارهائی که دیگر آب نبود، به قایقی نشاندید مرا !! بی آنکه پاروئی بزنم، به رویایِ رود جاریم ساختید، با ستارگانِ محبوسِ کویر شب را به تنهائی می سرودم، و باشاعر:علیزمان خانمحمدی
من مرده ام - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
من مرده ام در روز زندگی در روز جوانی در روزی با طلوع زیبای خورشید من مرده ام روزی دگر شبی دگر هرگز هرگز به دنیا نیامده ام انگار انگار روز ها برای من شبند و شب ها برای من تکرار شب مرده ام درشاعر:سید محمد جواد موسوی
خواب وصل - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
نزدِ ما، خوابی که آید اندر آن یاری چُنان بِهْ زِ هُشیاری که باشد، هِجرِ مجبوبی در آن آمدی جانم به قربانت، «ولی، اما» چرا؟ شاهْ بر مفلسْ چو در آید، مَزیدِ اِمتِنان بر دل رنجورِ ما، دیدارِ توشاعر:حمید رضا یزدانی
شهر کبود - تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
پشت دلواپسی شهر کبود اونجا که حرفی از عشق دیگه نبود من لاجون نه که صددل کلی عاشقت شدم خب آخه کار دله تقصیر من نیست به خدا! نه که دیوونه باشم فقط شبا تو کوچههام میرم از کنج خودم تا از خداشاعر:الهه برزگر