« هبوط گنگ »
-
تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
درنگی نیست بودن را در این مه گون هوای ساکتِ بی روحِ تنهایی اگر تاجی، زِ دانایی کلاه شب کلاهی های این قوم به یغما برده را باشد من از بودن به این غمناکْ بن بستی من از نبضِ حیاتِ آن هبوط گنگشاعر:سعیده کریمی
مرا از من نگیر آزادی
-
تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
مرا از من نگیر آزادی هر که نازت را کشید، در گور شد تقصیر من نیست و دیگران روزگارمان شده هوای پرفریب پاییز هر کسی حرف خودش را میزند ومن چون دانه های گندم در دل خاک خزان از کودکی ایستاده ام بهشاعر:عبدالله خسروی
لُعبتان
-
تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
من به سیاهِ چشم تو،اعتیادِ وافر دارم همچو ایوب ،نشانِ صبر صابر دارم ننوازید دل از آمدنش ،طغیانیست ماه ناتمام شب من،انتظار غافر دارم چه خوش است به سر دویدن در راه مجنون دلی،خموش،که عشق ساحرشاعر:حسن کثیر
« اصالت شوم »
-
تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
واژه ی بی پدر و مادر عشق سیلی سرزنش خاطره هاست وسلامی که به افسوسِ دلم می خندد شکوه ی قاصدک پنجره هاست همه هستند اینجا وای، اما به خدا به خدا، دل تنهاست و تو در موج سکوت تن به دریایشاعر:مجید ابتدایی
بتاب ای ماه
-
تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
بتاب ای ماه زمین تاریک و ظلمانی است درین تاریکی و ظلمت شبح های ستم پیدا گلو در چنگ بیداد است نفس را ره به بیرون نیست بتاب ای ماه که محتاجم به نور تو زمین زیبا شود آنگه که دریابد حضورشاعر:جواد فرجی
من از نسل زمستانم
-
تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
حلالم کن من از نسل زمستانم من از نسل تگرگ و برف و بارانم حلالم کن که من جا مانده ی فریادِ اوجِ خشمِ طوفانم نه فریادم که از فریادِ طوفان در امان باشم نه خشم آذَرخشَم تا که تک تازِ سپاهِ وسعتِشاعر:علی اصغر رضایی مقدم
کـور عـقل
-
تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
صدای ملّتی هستم دهانی بی زبان دارند نه سایه سار بالاسر نه حتی سایبان دارند پَر قیچی زده هرگز ندارد راه پروازی کبوترهای آزادی هوای آسمان دارند نبودی مستأجر بینی کرایه میدهند دشوار الهیشاعر:یزدان ماماهانی
خندهٔ سرخ شقایق
-
تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
رنگ باد مزهٔ آب با نفس سبز بهار بیداری خواب زمین جنبش ساز جوانه - نم نمک در مشت دانه نیمه شبها رقص مهتاب - روی آب خوشه های از ستاره سرّ نسیمی سحری خندهٔ بام طلوع هِل هِل حمام آفتاب آب تنیشاعر:قوچعلی شیری
کودکِ شب فروش!!
-
تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
ای مرگ!! مرا به آغوش بکش ، آن کودکِ گل فروش لایِ سبدهای رنگ رنگ چه راحت شب می فروشد!! ای مرگ در بند کدامین اجنه خفته ای؟؟ کاین ظلمتِ شب را پایانی نیست، زنی نبش آن خیابانِ رنگ رنگ در خیلِشاعر:علیزمان خانمحمدی
داغی عشق
-
تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
خیال آمدنت که برفکرم می نشیند دلِ قلم آب می شود فرومی ریزد برنگاه دفتر می گذرد ازصخره واژه هایی که نیامدنت را سطر زده اند وپای آن نقطه چین ها سبزمی کند شعری با عشق تازندگی کنم شاعریشاعر:اعظم بیناباجی
نماز من
-
تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
تو نماز منی و قبله و معبود تویی گر به جا آورمت راضی و خشنود تویی تا که آهنگ اذان، صبح طنین اندازد تو بلال منی و صوت غم آلود تویی جایز آن است تیمم بزنم بر مویت بی وضو بر لب آن برکه که مشهودشاعر:محبوبه محمدی
قاضی
-
تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
ترجیح مرگ قاضی چسب زخم ندارد و برگ بار دوم از شاخه نمیافتد !! حمید صراف (ساحرشاعر:حمید صراف
چشم عاشق
-
تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
چشم مستش عالمی را شوریده و دیوانه کرد من چه گویم چون در این عالم شده شیدا منم قصد چشمش صید جان بود و بکرد من چه گویم چون دو چشمم عاشق چشمش شدند بدو گفتم شدم شیدای رویش عیب کرد من چه گویم چونشاعر:حمیدرضا قاسمی
عقل و جنون
-
تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
عاقلان را که معیار زده دیوانگان را ... محزون از خود چنگ می زنم به خواب خسته از کشمکش عقل و جنون وامانده در پرداخت بهایی سنگین در بستر ناامن درد با روح اخته کنام من بشکنی نامرئی را نواختشاعر:سحر قاسمی
زن
-
تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
اگر زن نرم شد ، آرام جان است نشد گر نرم ، سوهان روان است همان قدری که خوب و مهربان است شرور و تند خو ، نامهربان است وجودش رحمت وخیر است اما غم عشقش بلای خانمان است تو را بخشنده ی جان استشاعر:علی صادقی
سوختن
-
تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
به دلم گفتم با پروانه منشین همسایه آتششاعر:پرشنگ بابایی
دل شکسته
-
تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
می سوزم در تب عشقت ماه من دانم چو سبوی شکسته ندارد دگر چاره بر دلم غبار غم نشسته دل بشکستُ تن رنجورم فرسود ز غم اشک چشمُ ناله ی دل تا به هنگام سحر ندهد مجالم تا که فارغ شوم ز این همهشاعر:رحمان امیری
زندگانی
-
تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
خـوردنـت باشد بـرایِ زنـدگی زندگانی نیست برایِ خوردنتشاعر:سلیمان ابوالقاسمی
اوهام
-
تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
وهم ـــــــــــ وین فزونی کِی سزد. تشنه زیستن بستردریا.؟ چوبوتیمار زندگانی جنب رود.. مرغ غمخوارک تشنگی ترجیح و سیراب نشاید. جزغمِ اوهام شاعر:سید یحیی حسینی امیرآباد
(:(جهان باقی،جهان فانی):)
-
تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
(:(جهان باقی،جهان فانی):) احل این جهان نیستیم چو این جهان فانیست بهر انسان جهان باقیست اموال این جهان هست احل فانی و نابود شدنی ما ایم که احل باقی ایم این جهان و اموالش امتحانی است پایانشاعر:علی مرتضی موحدی