حالم خوب است - تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
حالم خوب است مثل دوندهای که از خط پایان عبور کرده اما.. هیچکسشاعر:زهرا میرزایی(صحرا)
کیانم - تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
قدم رابه گیتی نهادی پسر شدی پشتبان وامید پدر توزاده امیری وازنسل میر نیایَت محمد یکی نره شیر بخوانم بگوشت کلام اِله محمد نبی وعلیَت پناه به آزادگی راه خویشت بجو حسینی بِنه رسم وآیینشاعر:علی امیرزاده(مبتلا)
ساحت تنهایی - تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
تنها در اسارت تن ها و هجوم خیل خیالات مبهم که می بندد سری را که درد می کند و احساسی که دل سنگ دارد و دزدیده نگاهی که قیچی می کند فصل خزانم را من و کودکی که می خورد شیر خام مادر را از پستانشاعر:مهدی شریفی
دار و ندار - تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
به نام خداوند عشق. درداااااااام عشق وعاشِقِ آن جاودانی ام ای چرخ وای فلك به كجا می كشانی ام رنگين كمااااااان عشق به آن آسمان راز غيراز تو را كجااااست مرا آنشاعر:ولی اله فتحی (فاتح)
سرد روشن - تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
مرا جز نشستن بر سبزه ای این جان نخواست روز و شب به رفتن ها ترسی از امروز و فردا نداشت کمی آب از آن دریا در این سرد ِروشن نخواست کاش پس از ماه نوردی بر زمین تا آن دشت پر از پرنده جز بهارشاعر:علی بارنگ
خنده ی شیرین - تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
خویَت چو فرشته ست و نمایت رُخِ انسان آخر تو کدامی؟! که همین جای سوال است ای خنده ی شیرینِ تو ، شیرینیِ پُر قند! قندم بده از خنده،که این قند "حلال"شاعر:جواد قره محمدی
یاد دارم داد یاری این سروش - تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
یاد دارم داد یاری این سروش نیمه شب رازی مرا گفتا به گوش کز جهان و هر چه باشد در میان نیست خوش تر جز دکان می فروش گفتمش دانم که قولی بر حق است لیک پنهان بایدی گفت و خموش زان که این نو کیسگان بهرشاعر:آرمین نوری ارومو
زردآلو - تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
زردآلویی در آغوشِ تابستان و تو در آغوشِ من ... رویایی به طعمِشاعر:امید غلامی شمس
گِله ها - تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
دو سه روز است که ما وگله ها تنهاییم شاکی از درد و غم فاصله ها تنهاییم ما در این کهنه رباطی که ندارد مهمان فارغ از دردسر قافله ها تنهاییم نه سروری و نه جامی و نه شیرین سخنی خالی از هلهله ها،شاعر:علی حقیری
20 - ( آمـد نـوبهـــار غنچــه دامــن بگـشاد ) - تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
آمد نسیم نوبهارغنچه دامن بگشاد آمد چمن به رقص عندالیب فریاد چه رنگ ورویی یافت بستر چمن ازباد بهاری که اورا به رخسار افتاد چه مفرح شده بود انفاس هوا هم که بود همه ازقدوم این بهاریشاعر:صمد محسنی
طره گیسوی شما - تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
عمرِ کوتاهِ من و ُطرّه ی گیسوی شما کی رسد دست بر آن سلسله ی موی شما گشته ام در همه آفاق و ندیدم به جهان ماه تابی به فروزندگیِ روی شما نیست همتای شماشاعر:سینا درویش
آن‌جا ایستاده بودم - تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
این بار از رقص چلچلهای روایت میکنم که همخواب ستارگان شد در عمق یک رویا تن میشست و چه سبکبال آسمان را فریاد میزد! من آنجا ایستاده بودم! ردپای تو را در روزنهای که در نگاهتشاعر:فؤاد ال ناصری
نجوای رفتن... - تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
با خداحافظی ات قلب مرا آزاد کن بشکن طلسم بغض ها،فارغ از غمباد کن آنقدْر که دادِ فاصله دربیاید دور شو خاطراتم را بسوزان یا رها در باد کن سنگینیِ عشقت بر دوش پیداست ببین یک نظر بر شانه هایشاعر:ایمان جلیلی
قصه گو - تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
شاید دست مهربان تو پر کند سبد کوچک دلتنگی من روزهایم را حرفهایم را می سپارم دست تو من بلد نیستم قصه گو باشم خوب قصه مرا باد با خود برد دل من اما اینجاست در کویرها شاید راه خانه ات گم شدهشاعر:سونیا رفیعی
شفافیت - تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
"شفاف" دوستت خواهم داشت به شفافی شیشه به شفافی آینه به شفافیشاعر:سعید قاسم مختاری
این همه مهربانی را از کجا آورده‌ای؟! - تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
تو به من خیلی مهربانی داری حتی بیشتر از سهمی که از من و دیگر نامهربانان ربودهای به راستی بگو که این همه مهربانی را از کجاشاعر:انامک (علیرضا غفاری حافظ)
‌جهان دیگر - تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
آنچه از ماه گمشده است را در چشم های تو پیدا می کنم و موج هایی مفقود همانطور که خشکشان زده است بر تار موهات وسعت دست ها زلالی اشک ها و تکیه گاه شانه ات، هزاران اسب وحشی فراری می شوند بهشاعر:شیما اسلام پناه
بعد از تو - تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
صبح است بر میخیزم از خواب تا بنا کنم این زندگیخانه مهلک را بر آب بعد از تو همه پا شدند و رفتند نه نانی دارم در ایوان نه چایی دارم در فنجان و نه هوایی دارم در جریان سینه ام تنگ است نفسیشاعر:محمد آریان
ترس و خوف - تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
من ازxa0 اینxa0 خوشیxa0 بدون دردxa0 می ترسم نه از آبی نه قرمز ، از رنگxa0 زردxa0 می ترسم مراxa0 از اینxa0 بگذار آنxa0 بگذر، باکیxa0 نیست ازxa0 زندگیxa0درxa0شهد شیرینxa0 قندxa0می ترسم من از دشمن قداره بند مستxa0نمیشاعر:محمد شمس باروق
کاش! - تاریخ: 1400/4/11 ساعت: 21:06
کاش دونفر زاده شده بودم! یکی تا به ابد می خوابیدم که شاید به خوابم بیایی! دیگری تا به ابد به یادت بیدارم می ماندم! که شاید تو به بالینم می آمدی! شاعرشاعر:سعید فرضی زاده