دیدارِ آزادی
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
گرچه عمری در پیِ دیدارِ آزادی گذشت ماتم از دل می رود آن گونه که شادی گذشت برّهی جامانده در صحرا سؤالی کرد و رفت... کدخدای ما چرا از خیرِ آبادی گذشت؟! مادری دیدم که در کشتارِ فرزندانِ خود بیشاعر:مسعود اويسي
آیه ی عشق
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
سیب یک حادثه بود هم از آن روز نخست خاطرت هست هنوز ؟ در حوالی بهشت من و تو سیب گرفتیم بدست بی خیال سفر تلخ هبوط عشق آغازیدیم پس از آن بود که یکباره زمین پر شد از آیه ی سیب آیه را ما دیدیم و بهشاعر:حمید رضا ناصری
همرهی به سلمان
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
« همرهي به سلمان » ما بر سر دو راهيم ، يك راه كفر و ايمان بايد چه راه پوييم ، در اين مدار دوران راه و وظيفه ي ما ، آيا كدام اينهاس ياران در اولين بار ، بـر من شاعر:حسن مصطفایی دهنوی
شروعی عاشقانه
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
صبح شروع عاشقانهای است که گلها را به استقبال روزهایمان میآورد آنجا که من در نگاهت دوباره شکفته میشومشاعر:سیده مریم وهابی
قهوه چشم
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
من قهوه ی چشمان تو را نوشیدم در سعی و صفای دلِ تو کوشیدم باشد به دلت مهر من افتد روزی هر عصر لباس صبر راشاعر:نیلوفر سلیمانی
امنیت شفاف
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
رنگ نارنجی سرسامِ دلم می گیرد گوش کن ، پنجره ها بیدارند خنده ی شیشه ی این پنجره ها میگوید: آن طرف، خاطره ها منتظرند دو وجب تا آغوش موج روحانی دستان تو را می خواهم من به امنیت شفاف نگاه تو شاعر:سعیده کریمی
هیچ دانی این مترسک...
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
هیچ دانی این مترسک از چه دارد با کلاغان دوستی زان که میداند ز انسان بر تنش شد پوستی در حقیقت چون ندارد حالت ما بهر ترس بهر این نامهربانان بهترین الگوستی u2066✍️u2069شاعر:آرمین نوری ارومو
تا یک قدم به صبح
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
در ساحتِ عبورِ ترانه های رویش بر صورتِ شرمگین نتِ تنهایی طلوع ترسیمِ سنفونیِ روشن باران بی هیچ لکنتی به گوش می رسد آن سایه روشنِ پویه های عاشقانه آن دل فریبی محزون ماهتاب آن هذیان مغروریشاعر:مجید ابتدایی
وصیت
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
هنگام کندن قبر آرامتر نمی خواهم همسایه ام آزار ببیند بگذارید او در خواب ناز باشد ومن مانند تمامی شب ها وقتی همه خوابند می خواهم خطی بنویسم... هنگام دفنم شتاب نکنید خوب قدّم را وراندازشاعر:علی مزینانی عسکری
می دانیم!!
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
راه صعب است و ناخوشایند، می دانیم!! غبارِ فصلهای سرد و خشک، شکافته است شقاوت بار ، لبِ تشنهٔ خمره را، می دانیم!! همه واضحانه به طلبِ آبیم، گر به اشارت هم باشد ، همه چشمه را خوب می شناسیم،شاعر:علیزمان خانمحمدی
راز خضر
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
آب حیاتش که عمر جاویدانش بداد سری پدید آوردش که نامیرایش بخواند از وی بپرسید که چه شد تو را نبی گوید پیاله به چه شد پٌر ٬که سِر کجاست گوید که پیاله را جنب چشم کی گذاشت گریه کن حسین گریست وشاعر:امیر عبدالله پور هریس
در خلوت عشق
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
با یک فنجان چای و کمی لبخند مرا ببر آنجایی که باشد تورا ببر آنجایی که غروب جمعه را در خلوت عشق باتو سر کنم جدایی ها را بر قاصدکی از در به در کنم خیالت چه عاشقانه نگاهت وای نگاهت چقدرشاعر:عزیز حسینی
"بی سوارمن"
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
کوچ میکردیم با گله و چادرهایی که بوی شیر می دادند بوی مشک و عنبر ☆☆☆ من ترک اسب سواری می نشستم که یک شب بی ستاره ی ایل رفت و برنگشت ☆☆☆ داغش به گونه است که من هنوز سیاهپوشم که از داغ حسرتششاعر:فرح شهابی
عطر های ماندگار
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
آمدی کوچه مان پر شد از عطر فریبنده ی یاس اما بعد به سفر رفتی سفری دور و دراز... و من سال هاست که بر نیمکت های خاطره چمبره زنان نشسته ام در تماشای نارونی با سنجاق مویی از گنجشکان کنجکاو شعر میشاعر:شیما اسلام پناه
نقاشی عشق
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
لب هایت را چنان قلم موهای رنگی برلب هایم بگذار تا رنگین ترین خاطره زندگی بر بوم چشمان هزار رنگت نقششاعر:امیر رضا صادقی
رویایی شبانه
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
گسترهِ خیال پردازیم بتو نمی رسد تراوش شور شاعری را ازمن دور می کند چشمانم را بی نصیب از نور ونفسم به شماره می افتد وقلبم به تپش ! وخون جاری شده در رگهایم همانند شوکران تلخ در گلویمشاعر:بهرام معینی
هزاران حرف
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
سکوت ام در فضای خفقان آور اینجا همنشین دل می شود و به احترام بودنم کلاه را از سر بر می دارد اما آخرش باز هم هزاران حرف وهزاران حرف های ناتمام در من زندگی می کندشاعر:سهیلا عزیزی
لبخندِ شيرينِ اولِ صبحت.
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
شب، هرقدر سیاه، طلوعش، آمدنی تر است سپیده دم صبح که نو میشود لبخندِ شيرينِ اولِ صبحت. كام روزهاىِ كسلِ كننده اى مرا شيرين ميكند من، پشتِ تمام اين شيرينها منتظر درآغوش گرفتنِ تواَمشاعر:علی غلامی
ویرانه..................
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
بنام نگارگرعشق.............. ............................................... افسوس که ازعشـق؛ جُزافسـانه نماندَ ست جُزجــام تهی؛ هیچ به مِیـخا نه نما ندَ ست بَســــتند دگِـر مِیـکده ها را و؛ شِکســــتند آن دل کهشاعر:ولی الله شیخی مهرآبادی
گندم زار
-
تاریخ: 1400/3/17 ساعت: 20:41
به یاد می آورم در گندم زارها به دنبال ردپای خورشید بودم، خوشه به خوشه نور میتابید به یاد می آورم قرن ها پیش ،خاک گرم بود از گندم ها شیر میچکید به یاد می آورم موهای طلایی ام را بافته بودم، درستشاعر:فاطمه امیریان