پیری در جوانی
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
کس دانست در جوانی می شود پیر شد؟ یا که موی سپید کرد بی آنکه دیر شد؟ مرده را با زیستن آمیخته ایم بی آنکه زیستیم خود مرده ایم من ز درد پیری در جوانی ناله ام درد عشق را در بی زمانی گم کرده ام دیدهشاعر:س. ج. سهند
تو را تصرف می‌کنم
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
تو همون ارتش اشغالگر نازی هستی که منِ لهستان را تصرف کردهای و هنوز هم بمبارانام میکنی تنها تفاوتی که دارد بمبهای گل و عطر با صدای مهربانی است ولی یه روز مثل یک رعدوبرق، من تو راشاعر:انامک (علیرضا غفاری حافظ)
"زمان"
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
هر روز برایم مفرد است زمان در آتش تنهاییم می سوزد ثانیه ها! بخار می شود تا ساعت! به صفر برسد شتاب کن! چوب لای چرخِ تقویم بگذار ثانیه ای مانده به صفر زوج میشاعر:صدیقه بیگلری
مغز های زنگ ‌زده
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
در آن سوی گفتارم رشته سخنی به شاخک عریان حلزونی ماتم گرفته در رطوبت خاک با دلی وابسته وتراوش وتنبلی حاکم بر آن در رخوت واژه ها در هم تنیده شده است چون مترسک سوخته مزارع گندم ساکتشاعر:بهرام معینی
شوق دیدنت
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
عمر را به شوق دیدنت زیستم از شوق دیدنت عمری گریستم میکشم عمرم را به انتظار دیدنت تا بیایی قند دلم آب میشود از دیدنت عمر مان رفت چند صبایی باقیست بیا چند صبا را با عشق گذریم تاشاعر:علی قهرمانی
(؟)
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
(؟) هرگز ندانستم، آن مرد که در باران با اسب آمد چرا به جای داس در سبدش گل نداشت؟شاعر:محبوبه كيوان نيا
تا طلوع چند ساعت نانده؟!
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
شانه بکن موهای آفتابیت را احساسم بر روی شانه ات نشسته تا با موهایت همسفر خورشید بشویم نگاهم تمامی تو را بی دستانم نوازش میکند من دستانی به اندازه ی فاصله ات ندارم بیا کنارم تا با طپش قلبم شاعر:سعیدمطوری/مهرگان
خيال باكره
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
به گناه ناب تَنِ تبَر که صنوبرانه تناورم تو تبر بمان و تبر بران که تناورانه صنوبرم تو به "جیم" واژه بسنده کن که جگر شوم ، بدَرانى ام... و در آن دریده مرا ببين که به فکرِ تحفه ی دیگرم توشاعر:کارن مقدم
تخم مجاهدت
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
خداوند سخن سعدی علیه الرحمه: کس بار مشاهدت نچیند تا تخم مجاهدت نکارد و در ادامه من: کس بار مشاهدت نچیند تا تخم مجاهدتشاعر:محسن مرادی مصطفالو
گرگ و میش
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
در نهانـــخانه دل نقش بهارست هنوز نامه از ره نرسید و تب یارست هنوز روزی ما شده این دِیر خرابات کهن شعر بی حوصله بس قافیه بارست هنوز آه فرسودگی از جامه این جامعه خاست پــود بی بنیــه بهشاعر:محمود طاهری
خراط زمانه
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
سپردم تن به خراط زمانه /// تراشید پیکرم را ماهرانه /// گهی آسان گرفت، ضرب تیغش /// به ناگه در خفا میزد نیشش /// جلا بخشید اندامم به سوهان /// نمانده روغنی در روغندان /// به وقت رو نمایی تیشه برداشت /// چهشاعر:علی اصغر محمدی له بیدی
نمود خوبی ها (ذولقوافی)
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
نمود خوبی ها تویی ترانه ی شعر و سرود خوبی ها تویی بهانه ی بود و نبود خوبی ها برای مجلس دل های عاشقان وصال تویی فسانه ی گفت و شنود خوبی ها بجان غنچه نرگس که باغ و بستان را تویی نشانه ی یاسشاعر:علی معصومی
مکالمه
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
این قاب حسرت من کنار صدای تو در همهمه خیابان گوشی سنگین و سرد تلفن همگانی طنین صدایت در گوشم در تمام لحظه هایم صدای باد از میان شیشه های شکسته و مکالمه ای با تو که اعتبارش تا ابدشاعر:رضا افشار
ماه تابان
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
زد قلم رب ماه تابانش نمود خلق خود را مست و حیرانش نمود کنج لبهایش معطر کرد و او اوج زیبایی به مژگانش نمود گرچه این دریای دل آرام بود لیک چشمان تو طوفانش نمود دلبر خوش نام ما را بایدش جن وشاعر:نادر اسکانی
گوش های ناشنوا
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
این شعر در واقعه نوعی جواب شعر نیما یوشیج است به نام آی آدم ها (به زبان و گویش لری بختیاری) نیما بگو کارت چنه با اینو که لب ساحلن من سینه ای ادمل سنگه کاکام دل کجه بی بگو بینوم کهشاعر:نجمه صادقی
روزمرگ
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
روزمرگم هرکه شیون کنان را ازدور ورم دور کنید همه رامست خراب ازمی انگور کنید روی قبرم بنویسید وفادار برفت آن جگرسوخسته خسته ازاین دنیاشاعر:مهدی گودرزی
مادرم
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
به او فکر میکنم که هر چین چهره اش چکامه ی رنجی دراز ست میدانم که ذخیره ی بی زوال لبخند همه از دولت دعای اوست چرا که سایه بان خنک حضورش انکار جهنم است . و گرمای ملیح تبسمش ، بلای جان قندیلهاشاعر:نکیسا ناصری
بی شک ...
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
بی شک بعد از این قدر خواهیم دانست روزهای ساده را بغل کردن را ... صحبت کردن بدون ترس ... روزهای سالم را ... بی شک قدر خواهیم دانست نعمتهای خدا را بی پروا بیرون رفتن ها را دست دادن ... رو در روکنار همشاعر:رعناابراهیمی فرد(رعناابرا)
هاشور در هاشور ۰۳
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
گاه،،، یک لبخند ساده، یا گلی سرخ،،، چکمههای جنگ را گم میکند!.. *** مگر به "معجزهی عشق"؛ ایمان ندارید؟! سعید فلاحی (زاناشاعر:سعید فلاحی
تاج تعلق
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
بر سر بازوی او جای سرم سر گذاشت بر جگر خون من، داغِ سراسر گذاشت پیش نگاهم خزید، در بغل دیگری خنده به لب های او, بر دلم آذر گذاشت جفت نکردم به خود، در همه عمر کس جفت به جفت باکسی عکس مصورشاعر:الهام امریاس