نمی‌شود زنانه زیست - تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
نیمه شبی بهاری از پشت پنجره ای سیلی خورده از باران دیدم زنی از اندوه زیاد زلف های بلند سیاه و عریانش را چنگ میزند و زیر تک درخت بی صاحب کوچه از جفای جماعت عاشق کش مرثیه میخواند گشودمشاعر:عبدالله خسروی
کودکی ها مُرد - تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
کودکیهای مرا تقدیر بُرد سرخوشیها، دلخوشیها، مُرد..مُردشاعر:زهرا میرزایی(صحرا)
خنده بکن - تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
خنده بکن، من شَعَف آورده ام رقص بکن ساز و دف آورده ام غصّه و غم را به سرِ تیر کن سینه ی خود را هدف آورده ام ساغر و ساقی، میِ ناب و غزل جمله ی خوبان به صف آورده ام دُرّ و گهر، لولو و یاقوتشاعر:علی عطازاده
کاش می شد - تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
کاش میشد غم تنهایی خود جار زنم وسط سینه دل عاشق خود دار زنم با نخ و سوزن و سنگ نمکین از دریا وصله ای از قدغن بر دل بیمار زنم با همین حال نزارم سوی میخانه رَوم دو سه تا پیک به شکرانه ی خَمارشاعر:رضا بهادری _(شبگرد)
جغد سپید - تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
روزی بارانی جهان واقعی شاید انرژی کیهانی بر من داد هدیه تکامل تجلی را و تو رونمایاندی بر من به پهنای نگاهی ژرف با پرتوی نور حس بیداری بیداری معنوی . با تشعشع نگاهت در من رسوخ کردی ربودمشاعر:آذر رزاق
گل نرگس - تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
گلِ نرگس! بیاور راه حل را تنم را یخ زده، وا کن بغل را دهانم تلخ گشته، یک-دو قاشق... تعارف کن ز لب هایت عسل را عارفشاعر:عارف کارا
عشق خموش - تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
ای عشقِ خموشِ خفته در خیالم با داشتنِ رویایِ خیالی ات، چه خوششاعر:لیـلا طهماسـبی
زوال - تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
عاشق یکی شدم دنیام شده باش زوال دلم پر از بهارو اما دلش شور زار دلم پر از خروش و دلش چه سوت وکوره دلم پر از علاقه دلش شده کلافه دلم لبا لب از عشق دلش چه بی خیاله چطور بفهمونم بش دلم قفل بهشاعر:داوود علي دادي(منتظر)
یارم - تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
یارم خلاصم کرد رفت و فنایم کرد ناشنیده حرفم را شنید و رهایمشاعر:شهریار مختاری(انتظار)
بهتر - تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
"بهتر" حال من خوب است و با بوی تو بهتر می شوم یک نظر با دیدن روی تو بهتر می شوم خو گرفته حال من با مهربانی های تو لحظه ی بنشین که با خوی تو بهتر می شوم یک نظر کن سوی من تا درد ها در مانشاعر:سیدظاهرموسوی
مثل یک سرطانی ام - تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
مثل یک سرطانی ام که لحظه هایش با درد و اندوه می گذرد و مثل ماهی افتاده بر خاک منتظر معجزه ام درونم مثل دریایی طوفانی ست اگرچه چون سنگ های کفِ رودخانه آراممشاعر:اکبر نصرتی
عطر ياسمن ها - تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
اگر باري بعد كسي به تو گفت دل ات خوش است بگو از ميان اين همه راه من برگزيده ام كه دلم خوش باشد بگو تا تو هم بيدار شو عطر نيكوي ياسمن ها را ببويي بگو بلند شو بران به سوي جاده هايي كه به جاييشاعر:هدی حداد یامچی
به سینه ام، غمی نهان، من و امید و فال ها - تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
همیشه بی تو هفته ها، گذشته فصل و سال ها به سینه ام غمی نهان، من و امید و فال ها همان غمی که راز شد، نبین پر از تبسمم میان خاطرات تو؛...هوار شد، سوال ها تو نوبرانه ی منی، در عمق دل گرفتنم نخوردهشاعر:محمد جلائی
چی تیردِه - تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
چی تیر هردِه منی هیسِم دِغاری خَزُونِه چار فصلِش نارَه بِهاری جوُنِالِک بیمَه دِی قفسِ دلگیر بیمَه زَخمِی و دَس روزِگاری امین درافشان زبان لری مینجای خرم آباد 1400/3/6شاعر:امین درافشان
مرا تنها بخوان - تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
(35) در کوچه یِ مهر جوانی زیر نور آفتاب دفتر خاطرات را یک به یک برگ می زدم سایه وجودت ،از جلوی چشمانم چون برق گذشت (36) قلبی که با تپش خوابیده بود بی سایه ردپائی از خود برجای گذاشت عشقشاعر:منوچهر فتیان پور (راد)
در ساحت ققنوس - تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
در ساحت ققنوس خرابم شعله شعله می تکانم آتش خود را دمادم قطره قطره می نشانم آتش خود را خبر داری که با خاکسترم پرواز آسان است چو ابری تکه تکه می پرانم آتش خود را اگر در ساحت ققنوس شعرم آشناشاعر:علی معصومی
چتر مشکی - تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
تا زنده ام, کجا تو فراموش می شوی ای اولین تجسم اشعار عشقی ام تو رفتی و هنوز در آشوب غیرتت در بند و حافظ این چتر مشکیشاعر:سمانه گودرزی
بازی عشق... - تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
به اندازه قد چشات دوست دارم من دوس دارمت بخاطر دیوونگیات عکس تو رو , رو دیوار می زنم توپ نگامو میندازم تو سبد نگات با نگات همیشه سه هیچ جلویی ازم دلم از دست عشق تو همیشه تو آفسایده نمیشه از دستشاعر:محمد کیا حبیب زاده
دختر - تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
دختر بوَد ریحانه ای که زینت بابا شود قلبش برای او تپد یکدانه ی بابا شود خواهد بیاموزد سخن ، دردانه و ماه خُتن حرف و کلامِ اولش لفظ گلِ بابا شود دختر بوَد ناز پدر ، شهدِگل و قند و شکر با دیدنشاعر:کلثوم پیکرستان
جنونِ عشق. . . - تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
این آه که از سینه برون می آید از عشق به سرحد جنون می آید بیهوده مپرس تو بیخبر از غمما از بهر چه و چرا و چون میشاعر:پژند محرر صفايي