اینجا زمین است...

ساخت وبلاگ

اینجا زمین است... اینجا زمین است وهوا بس ناجوانمردانه غیر قابل پیش بینی است.
اینجازمین است جاییکه عشق به نفرت تبدیل شده است.
اینجا زمین است جاییکه دلها فقط به سیاهرگ متصلند وسیاهی رگه های شب برای هیچکس پیدا نیست.
اینجا زمین است و بغض آسمان گاه گاهی میترکد وچقدر آسمان صبور است با ما
اینجا زمین است جاییکه آفتاب از سر اجبار می تابد وگلها چه بی حوصله از هم باز می شوند.
اینجا زمین است وکودکان دیگر خاک بازی نمی کنند آری . برق دنیا خاک را از آنها گرفته وتمام عروسک ها واسباب بازیهایشان را به برق متصل کرده است.
اینجا زمین است ودیریست که خس خس صدای بلبل به هیچکس طراوت نمی بخشد وافسردگی عجیب اپیدمی شده است.
اینجا زمین است جاییکه عشق انقدر کمرنگ شده است که همه ستارگان راهشان را گم کرده اند.
اینجا زمین است وموجوداتی بی رحم بر سر قواله هایی که مال هیچکس نیست میجنگند و طبیعت را برای خودشان تقسیم می کنند .
اری . اینجا زمین است ودیرگاهیست عشق به نفرت تبدیل شده است.
اینجا زمین است وسوالاتی تمام وجودم را فرا گرفته است که اقیانوس ها را چه کسی تصفیه می کند؟ ویا تاریخ انقضای غذای ماهیان را چه کسی میخواند ؟ تا خدای نکرده مسموم نشوندو یا اینکه عدالت انباردار لانه مورچه ها چگونه است؟و ملکه چه بار سنگینی به دوش دارد و یا سوالاتی مثل اینکه دل گلها را چه کسی میشکند که هر صبحدم خیس از اشک هایی هستند که عده ای آن را شبنم میخوانند وچقدر عده ای بی درکند. وسوالی دارم از تمام آنهایی که زمین را به لجن زار خودخواهی ، قدرت آمیخته با ظلم ونفرت تبدیل کرده اند که چرا دست از سر بچه های آسمان بر نمی دارند؟ آیا نمیدانند که اگر بغض آسمان بترکد دیگر زنده نخواهند بود وخاکی میشوند که زمین هیچگاه آرزوی بازگشتشان را نمی کرد.
دست از سر مریخ وماه بردارید شما زمین هم برایتان اضافیست.

- - , .

شعر نو...
ما را در سایت شعر نو دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محمد رضا جوادیان بازدید : <-PostHit-> تاريخ : چهارشنبه 21 بهمن 1394 ساعت: 11:37