مقدمه‌ی دفتر اوّل مثنوی مولانا

(مثنوی این سایت بر اساس نسخه ۶۷۷ قونیه است که کاتب آن محمد ابن عبدالله قونوی بوده.)

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرحیم

این است کتابِ مثنوی که اصولِ اصولِ اصولِ دین در کشفِ اسرارِ شُهود و یَقین به شمار می‌آید. این کتاب، حاویِ بزرگترین فِقْهِ الهی و درخشان‌تَرین شریعتِ الهی و روشن‌ترین بُرهانِ الهی است. روشناییِ آن به چراغی در طاقچه‌ای فرو نِشَسته به دیوار می‌مانَد که به گونه‌یی تابناک‌تر از سپیده دَمْ پَرتو اَفْشانی می‌کند. این کتاب بهشت دل‌هاست، پُر از چَشمه‌ها و درختان و یکی از آنها چَشمه‌یی است که رَهروانِ این راه آن را سَلْسَبیل نامیده اند. [کتاب مثنوی] در نَظَرِ صاحبانِ مَقامات و کَراماتْ بهترین مَقام و خوش‌ترین استراحتگاه است. نیکان در آن می‌خورند و می‌نوشند و آزادگان از آن شادمان می‌شوند و به وَجْد می‌آیند. این کتاب به نیلِ مصر می‌مانَد: شکیبایان را سیراب می‌کُند و مایه‌ی حسرتِ فرعونیان و کافران است. چُنان که خدایِ مُتعال گفته است: “بسیاری را با آن گُمراه می‌کُند و بسیاری را با آن راه می‌نِمایَد”. این کتاب، شِفایِ دل‌هایِ بیمار و زُداینده غم‌ها و شارحِ قرآن و مایه‌ی فَراخ روزیِ [معنوی] و پاکیزگیِ اخلاق است. به دستِ کاتبانی اَرجُمَند و دُرُستکار نوشته شده است که نمی‌گُذارند دستِ کسی جُز پاکان به آن برسد. از جانبِ خدایِ جهانیان فرود آمده است، باطل را نه از پیشِ روی و نه از پُشتِ سَر در آن راهی نیست و خدا که بهترین نگاهبان و مهربان‌ترینِ مهربانان است، دیده‌بان و پاسدارِ آن است. این کتاب، اَلْقابِ دیگری نیز دارد که خدا به آن ارزانی داشته است اما ما از بسیار به همین مُختَصَر بَسَنده کردیم. اندک، نمونه‌ی بسیار است و جُرعه نمونه‌ی آبگیر و مُشت نمونه خَروار. چنین گوید بَنده‌ی ناتوانِ مُحتاج به رَحمَتِ خدایِ مُتعال، مُحمَّد بْنِ مُحمَّد بْنِ حُسین بَلْخی، که خدا از او بِپَذیراد: کوشیده‌ام تا با آوردنِ قِصّه‌هایِ شِگِفت و نُکته‌ها و سخنانِ بَرگُزیده و اشاره‌هایِ گرانْبَها و رَوِشِ زاهِدان و گُلّْزارِ عابدین، دامنه سخن را در مَنْظومه مثنوی به درازا بکشانم و این همه را در قالب عباراتی کوتاه و پرمعنا بِریزم؛ به درخواستِ سَروَرَم و پُشت و پَناهم و تکیه گاهم و جانِ دَرونِ کالْبَدَم و ذخیره دنیا و آخِرَتَم، یعنی شیخِ مُقْتدایِ عارفان، پیشوایِ هدایت و یقین، فریادرَسِ مردمان، امین قلب‌ها و عقل‌ها، وَدیعه خدا در میانِ آفریدگان و بَرگُزیده او از میانِ خَلْق، مَقْصودِ خدا از اَحکامِ نازل شده بر پیامبرِ خویش و اَسْرارِ نَهُفته نَزدِ آن مَحْرمِ اَسْرارِ خویش، کلیدِ گنجینه‌هایِ عَرش، خِزانه دارِ فَرش، ابوالْفَضایل حُسامُ الحَقّ والدین، حسن بْنِ محمَّدِبْنِ حسن مَعْروف به اِبْنِ اَخی تُرک، بایَزیدِ زمان، جُنَیْدِ روزگار، صِدّیقْ پسرِ صِدّیقْ پسرِ صِدیق ـ خدا از او و از آنان خُشنود باد ـ اُرْمَویُ الْاَصْلی از تبار آن شیخِ بزرگوار که گفت: “شب هنگام کُرد بودم و چون بامْداد بَرآمَد، عرب بودم”_خدا رَوانِ او و رَوانِ فرزندانش را پاکیزه گَرداناد _چه نیکو پدری وچه نیکو پسری.

او را تَباری است که آفتابْ رَدایَش را بر آن اَفْکنده است و نامی نیک از نیاکان، که پَرتوِ ستارگان در بَرابَرش به تیرگی می گَرایَد. صَحْنِ سَرایِ ایشان هم چُنان قِبْله اِقْبالی‌ست که امیرزادگان به آن روی می آورند و کعبه آمالی‌ست که کَرَم جویان گِردِ آن طَواف می‌کنند. چُنین باد تا اَبَدُالاباد مادام که سِتاره‌یی بر آسْمان پَدیدار می‌شود و خورشیدی از گریبانِ اُفُق سَر بَرمی زَنَد، تا صَحْنِ این سَرا هم چُنان پناهگاهی باشد برای بَصیرَتْمندانِ الهیِ روحانیِ آسْمانیِ عَرش آشیانیِ نورانی، آن خاموشانِ ناظِر و غایبانِ حاضر و شاهانِ ژَنده پوش و بُزرگانِ قبایل، و صاحبانِ فضایل و نورهایِ دلایل؛ آمین یا رَبَّ الْعالمین.

و این دُعایی است که نامُسْتجاب نخواهد مانند، زیرا دُعایی است که نَفْعِ آن به همه گروه‌هایِ خَلْق عاید می‌شود.

ستایش تنها از آنِ خداست، و دُرود بر سَروَرِ ما مُحمَّد و پیروان و خاندانِ او باد و خدا ما را بَسْ، که او بهترین کارساز است.

(ترجمه از عربی به فارسی: مرحوم کاظم برگ‌نیسی)


متن عربی مقدمه‌ی دفتر اول مثنوی مولانا

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ هذا کِتابُ المثنوی وَ هُوَ اُصولُ اُصولِ اُصولِ الدّینِ فی کَشْفِ اَسرارِ الوصولِ و الیَقینِ، وَ هُوَ فِقهُ اللهِ الاَکْبَرُ وَ شَرْعُ اللهِ الاَزْهَرُ وَ بُرهانُ اللهِ الاَظْهَرُ، مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاةٍ فیها مِصباحٌ یُشْرِقُ اِشراقاً اَنْوَرَ مِنَ الاصباحِ، و هُوَ جِنانُ الجَنانِ ذوالعُیونِ و الاَغْصانِ، مِنْها عَیْنٌ تُسَمَّی عِنْدَ اَبْناءِ هذا السَّبیلِ سَلْسَبیلاً وَ عِنْدَ اَصْحابِ المَقاماتِ وَ الْکَراماتِ خَیْرَ مَقاماً وَ اَحْسَنُ مَقیلاً الاَبرارُ فیهِ یَأکُلونَ و یَشْرَبونَ و الاَحرارُ مِنْهُ یَفرَحونَ وَ یَطْرَبونَ وَ هُوَ کَنیلِ مِصْرَ شرابٌ لِلصّابرینَ وَ حَسْرةٌ عَلی آلِ فِرعونَ وَ الْکافرینَ کَما قالَ تَعالی یُضِلُّ بِهِ کَثیراً وَ یَهدی بِهِ کَثیراً وَ اِنَّهُ شِفاءُ الصُّدورِ وَ جِلاءُ الاَحْزانِ وَ کَشّافُ القُرآن وَسَعَةُ الاَرْزاقِ وَ تَطییبُ الاَخْلاقِ بِاَیْدی سَفَرَةٍ کِرامٍ بَرَرَةٍ یَمْنَعونَ أنْ لایَمَسَّهُ الّا الْمُطَهَّرونَ، تَنْزیلٌ مِنْ رَبِّ العالَمین لایأتیهِ الباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهَ وَ اللهُ یَرْصُدُهُ وَ یَرْقُبُهُ وَ هُوَ خَیْرٌ حافِظاً وَ هُوَ اَرْحَمُ الرّاحِمینَ وَ لَهُ اَلقابٌ اُخَرُ لَقَّبَهُ الله تَعالی وَ اقْتَصَرْنا عَلی هذا القَلیلِ وَ القَلیلُ یَدُلُّ عَلی الکَثیرِ وَ الجُرْعَةُ تَدُلُّ عَلی الْغَدیرِ وَ الْحَفْنَةُ تَدُلُّ عَلی الْبَیْدَرِ الکَبیر یَقُولُ الْعَبْدُ الضَّعیفُ الْمُحتاجُ اِلی رَحْمَةِ اللهِ تَعالی مُحَمَّدُ بنِ مُحَمّدِ بنِ الْحُسَینِ البَلْخی تَقَبَّلَ اللهُ مِنْهُ اِجْتَهَدْتُ فی تَطْویلِ المَنْظومِ المَثْنویّ الْمُشْتَمَل عَلی الغَرائِبِ وَ النّوادِرِ وَ غُرَرِ الْمَقالاتِ وَ دُرَرِ الدَّلالاتِ وَ طَریقةِ الزُهّادِ وَ حَدیقةِ الْعُبّادِ قَصیرةُ المَبانی کَثیرةُ الْمَعانی لاِستِدعاءِ سَیِّدی وَ سَنَدی وَ مُعْتَمَدی وَ مَکانِ الرّوحِ مِنْ جَسَدی وَ ذَخیرَةِ یَومی وَ غَدِی وُ هُوَ الشَّیْخُ قُدْوَةُ العارفینَ اِمامُ الْهُدَی وَ الیقینَ مُغیثُ الْوَری اَمینُ الْقُلوبِ وَ النُّهَی وَدیعَةُ اللهِ بَینَ خَلیقَتِهِ وَ صَفْوَتِهِ فی بَریَّتِه وَ وَصایاهُ لِنبَیِّه وَ خَبایاهُ عِنْدَ صَفیِّه، مِفْتاحُ خَزائنِ العَرشِ اَمینُ کُنوزِ الفَرشِ اَبوالفَضائل حُسامِ الحَقِّ وَ الدّینِ حَسَنُ بنِ مُحَمّدِ بنِ حَسَن اَلْمَعروف بِابنِ اَخِی تُرْک اَبویَزیدِ الوَقتِ جُنیدِ الزَّمانِ صِدّیقُ بْنِ صِدّیقِ بْنِ صِدّیقِ رَضِیَ اللهُ عَنْهُ وَ عَنْهُمْ اَلاُرْمَویُّ الاَصْلِ الْمُنْتَسَبُ اِلی الشَّیْخِ المُکَرَّمِ بِما قال اَمْسَیْتُ کُردیّاً وَ اَصْبَحْتُ عَرَبیّاً قَدَّسَ اللهُ رُوحَهُ وَ اَرواحَ اَخْلافِهِ فَنِعْمَ السَّلَفُ وَ نِعْمَ الخَلَفُ لُهُ نَسَبٌ اَلْقَتٍ الشَّمْسُ عَلَیهِ رَداءَها وَ حَسَبٌ اَرْخَتِ النُّجومُ لَدَیْهِ اَضْواءَها لَمْ یَزَلْ فِناءُهُم قِبْلَةُ الاِقْبالِ یَتَوَجَّهُ اِلَیْها بَنُو الوُلاةِ وَ کَعْبَةُ الْآمالِ یَطوفُ بِها وُفُودُ العُفاةِ و لازالَ کَذلِکَ ما طَلَعَ نَجْمٌ وَ ذَرَّ شارِقٌ لَیَکونَ مُعْتَصَماً لِاولِی الْبَصائرِ الرَبّانیّینَ الرّوحانیّینَ السَّمائیّینَ العَرْشیّینَ النّوریّینَ السُّکّتِ النُّظّارِ الْغُیَّبِ الحُضّارِ المُلُوکِ تَحْتَ الاَطْمارِ اَشْرافُ القَبائِل اَصْحابُ الفَضائِل اَنْوارُ الدَلائِل آمّین یا رَبَّ العالَمینَ وَهذا دُعاءٌ لایُرَدُّ فَاِنَّهُ دُعاءٌ لِاَصْنافِ البَریّةُ شامِلٌ وَ الْحَمدُ لِلّهِ وَحْدَهُ وَ صَلَّی اللهُ عَلی سَیِّدِنا مُحَمّدٍ وَ آلِهِ وَ عِتْرَتِهِ الطَّیّبینَ الطّاهِرینَ وَ حَسْبُنا اللهُ وَ نِعْمَ الوَکیلْ.

16 پاسخ
  1. ابراهیم ازبک
    ابراهیم ازبک گفته:

    احسنت به شما درود

  2. میلاد
    میلاد گفته:

    سپاس بی کران شما را که در گسترش این اثر بی همتا کمر همت بسته ایید و به خوبی دریافته اید که در این وانفسای زمان راه روشن چیست و کجاست و با قلب و خردی ارجمند آن را برای دسترس همگان ساده‍ فهم و خوانا گردانیده اید‌ .
    تلاش بسیار شما و گروهتان را ارج مینهیم و دست پر مهرتان را به گرمی میفشاریم که مایه افتخارید.

  3. عذرا
    عذرا گفته:

    با عرض سلام و احترام
    خرداد ماه با مجموعه شما آشنا شدم. تقریبا مطالب ۴ ساله کانال رو همراه با لینک هر پست مطالعه کردم. همتتون ستودنیه و سپاس قلبی ما نانمودنی…

  4. ه.ا
    ه.ا گفته:

    با سلام و خداقوت و سپاس بابت گردآوری این مجموعه‌ی ارزشمند.

    در متن مقدمه دفتر اول یکی از القابی که مولانا برای حسام الدین استفاده کردند ابن اخی ترک است. دکتر توفیق سبحانی در مقاله‌ای با عنوان ملامتیان و فتوتیان درباره اهل اخی این‌گونه نوشته‌اند؛
    اهل فتوت را گاه جوانمردان،‌گاهی اهل اخوت یا احسان، گاهی عیاران و بعضاً هم شُطار نامیده‌اند. جوانمرد معادل کنایی سخی، کریم، جواد، بامروت و بافتوت است. در واقع چنانکه معروف است در اصل «فتی» ترجمه عربی جوانمرد بوده است. اخیان،‌جمع اخ که در زبان ترکی هم به کار می‌رود، گروهی است که غریب‌نوازی، احکام، برآوردن حاجات مردم، دستگیری از مظلومان و کشتن شرطه‌ها کار آنان بوده است. اخی پیشکسوت فتیان (=اخیان) را گفته‌اند.

    در اشتقاق کلمه «اخی» نظراتی متفاوت ابراز کرده‌اند. برخی گفته‌اند که از کلمه «آخو» در ترکی به معنی جوانمرد و بخشنده اخذ شده است. شاه اسماعیل صفوی در دیوان ترکی خود عنوان «اخی» را در حق یاران و متابعان خویش به کار می‌برد که این مسئله ارتباط بین فتوت‌داران و اصناف را در آناطولی با قزلباش و شیعه‌ نشان می‌دهد. اهل فتوت همانند خانواده‌ای بودند که کلماتی نظیر: «نوچه» و «کوچک» را «ابن»،‌ پیشینیان را «اب» و «جد» و همه افراد را «اخی» می‌گفتند. به هر حال کلمه اخی اگر آکی یا آخو هم تلفظ شود به عربی است. ابن اخی ترک که در مثنوی در مورد حسام‌الدین چلبی به کار رفته است، از این مقوله است.
    ….
    و در باب جمله ما بعد در معرفی حسام‌الدین که؛ *از تبار آن شیخِ بزرگوار که گفت: “شب هنگام کُرد بودم و چون بامْداد بَرآمَد، عرب بودم”* دکتر سروش اشاره به حکایتی میکنند از کسی که به مدرسه صوفیان برای یادگیری میره و طریق یادگیری میپرسه که چطور این‌همه به زبان عربی و … مسلط هستند و شاگردها کمی مزاح و شوخی می‌کنند و به ایشان میگن که بپر وسط حوض حیاط و بعدش عربی رو یاد می‌گیری. ایشان این کار رو انجام میدن و میپرن در آب یخ حوض و فردا صبحش خیلی راحت عربی صحبت می‌کردند.

    چند نکته‌ایی بود که خواستم به اشتراک بذارم و فی‌الحال مجال این دو بود. اگر نکات دیگری بود خوشحال میشم بخونم و بدونم.
    سپاس

  5. احمد حیدری
    احمد حیدری گفته:

    از زحمات شما سپاسگزارم کار بسیار ارزنده ای است.

  6. سعید
    سعید گفته:

    بسیار بسیار عالی خدا اجرتان دهد.کاری کردید که عامه المنفعه هست و خیرش به همه افراد طالب حقیقت و نور میرسد.

  7. جواد
    جواد گفته:

    انما المؤمنون اخوة

    اخی :کسانی که برادری و نشست بخاطر خدا داشتند.

  8. Z.kalantari
    Z.kalantari گفته:

    پای ما لنگ است و منزل بس دراز
    دست ما کوتاه و خرما بر نخیل
    امیدوارم مولانای جان دست کوتاه ما را به معرفتی از خود و هستی برساند تا این لنگان به سر منزل مقصود برسند.آمین.

  9. احسانی
    احسانی گفته:

    خیلی عالی خدا خیرتان دهد استفاده کردیم

  10. محمد
    محمد گفته:

    درود به آقای برگ‌نیسی، زحمات ایشان در انتشار کتب انتشارات فکر روز بسیار ستودنی بود، آرزوی سلامتی دارم برای ایشان..

  11. مهدی
    مهدی گفته:

    درود بیکران خدا بر شما و دوستان خدا، بسیار عالی بود به امید آگاهی و بصیرت و خرد جمعی ان شاء الله

  12. سعید
    سعید گفته:

    مرسی بسیار زیبا ممنون بابت مطلب ترجمه تون

  13. بهاره
    بهاره گفته:

    بسیار عالی بود ممنون از شما

  14. احمدرضا قدیری گزی
    احمدرضا قدیری گزی گفته:

    بسیار سپاس از زحماتتان

  15. محمد امین نیکوکار
    محمد امین نیکوکار گفته:

    لذت بخش و عالی ممنونم

  16. محمد فلاح
    محمد فلاح گفته:

    این مقدمۀ بسیار گرامی، معمولاً از دید بسیاری کسان که خود را علاقه‌مند به مولانا جلال‌الدین و مثنوی معنویِ ایشان نشان می‌دهند پنهان مانده یا آن را نادیده می‌گیرند. اینان سعی خود را مصروفِ راهِ باطلی می‌کنند که در آن، برداشتهای سطحی با صرفنظر از مضامین دینی و عرفانی، به ابیات نورانی این قرآن فارسی نسبت داده می‌شود.
    خداوند به همه ما بصیرت، دیده حقیقت بین و ضمیر حق پذیر عطا کند.

دیدگاه ها بسته شدند.