تنم چون تکه یخ شد سردُ بی روح
بِشُد یک تکه چوب این تن واین روح
زبانم بندشد همچون به قلاب
چشانم بسته شد گویا شدم خواب
عزیزانم به دورم حلقه کردند
زدن بر سر برایم ناله کردند
همی گفتم که من پیش
شاعر:عفت سعادتی
شعر نو...
برچسب :
نویسنده : محمد رضا جوادیان
بازدید : <-PostHit->