از آغوشش کشیدند
عروسک زلف بسته اش را..
و پر از غم شد
نیمکت خالی آرزوهایش
شد عروسک مردی
درازتر از شب ادراری هایش
چند ماه بعد،،،
مادری در بطن جنینش شکست
ناگهان
کودکی پیر شد
بر تخت
برچسب :
نویسنده : محمد رضا جوادیان
بازدید : <-PostHit->