آنقدر ها من شنیدم غر که پایانی نداشت
اشکها ازچشم من شد شرکه پایانی نداشت
در زمان حمله ی مردان بد جنس و حسود
آنقدر شد نان من آجر که پایانی نداشت
در خیابان موقع حرکت به سوی سرنوشت
آنقدر
شاعر:دکتر آرمان داوری
شعر نو...
برچسب :
نویسنده : محمد رضا جوادیان
بازدید : <-PostHit->