هرگز ، پروا ندارم اینکه
بگویم :
من کشته ام .
من کشته ام .
هان بنگرید
خون می چکد
از پنجه های تشنه به خون من .
من کشته ام
او را
او را که سال
هاست
معمار این بلند غمن انگیز لال بود
معمار این جدایی بیمار
این بین ما نشسته :
دیوار .
شعر نو...
برچسب :
نویسنده : محمد رضا جوادیان
بازدید : <-PostHit->