كاش كه عشق و عاشقی ، جوون و پیر سرش می شد
اونی كه خیلی دوسش دارم ، اسیر سرش می شد
كاش دلی كه نمی دونم چرا قسمتم شده
آدم پر از
حیا و سر به زیر سرش می شد
اونی كه عاشقشم كاش كه بلا سرش می شد
معنی واژه ی تلخ مبتلا سرش می شد
اونی كه همش منه ، دوست نداره تا ما باشیم
واژه ی رسمیو سنگین شما سرش می شد
اونی كه عاشقشم كاش كمی شب سرش می شد
عاشقی با احترام و با ادب سرش می شد
عمریه تو
حسرت گرمی دستاشمی سوزم
اونی كه منو سوزونده كاش كه تب سرش می شد
اونی كه عاشقشم كاش آرزو سرش می شد
معنی جمله ی ناز تو بگو سرش می شد
حرفامو كه می دونم ، بخوام ، نخوام گوش نمی ده
لااقل كاش تو قصه ، گفتگو سرش می شد
اونی كه عاشقشم كاش گل یاس سرش می شد
صفری كه هدیه ی
اونه تو كلاس سرش می شد
كاش یه لحظه خودشو فقط به جای من می ذاشت
شوق درد عاشقای بی حواس سرش می شد
اونی كه عاشقشم ، كاش آسمون سرش می شد
جز دو رنگی ، یه كم از رنگین كمون سرش می شد
عمریه بهش می گم دیوونتم ، سكوتو هیچ نه كه عاشقم بشه ، كاش كه جنون
سرش می شد
اونی كه
عاشقشم كاش كه وفا سرش می شد
شمع و پروانه و فانوس و خدا سرش می شد
نمی خوام تمام حرفا رو بفهمه لااقل
كاش خود دوست دارم ، جدا جدا سرش می شد
اونی كه عاشقشم كاش می میرم سرش می شد
واس خاطر تو ماهو می گیرم سرش می شد
یه جوری زمزمه می كنه كه از پیشش برم
لااقل
كاش نمی شه ، كاش نمی رم سرش می شد
ایكاش اون فقط یه كم در به دری سرش می شد
اینكه می میره دل از بی خبری سرش می شد
كاش همه رنگایی كه خودش می خواد و نمی دید
یه كمی رمگ من خاكستری سرش می شد
اونی كه عاشقشم ، كاش كه سفر سرش می شد
رفتن و هجرت و كوچ و بال و پر سرش می
شد
نه دوسم داره ، نه می گه دوستت نداشته باشمش
كاش یه بار منم به همراهت ببر ، سرش می شد
اونی كه عاشقشم كاش كه جواب سرش می شد
میون هر كی كه داره ، انتخاب سرش می شد
كاش جای خیلی چیزا كه بلده فقط یه كم
عشق این عاشقو بی حد و حساب سرش می شد
كاش یه كم… منو نگا كن
، تو وفا سرت می شد ؟
شمع و پروانه و فانوس و خدا سرت می شه ؟
من خودم یه وقتا دیدم نگران من می شی
ترس وكهكشان و گیتار و دعا سرت می شه ؟
ببینم قایم نكن خیلی چیزا سرت می شه
بدی و زشتی قلب آدما سرت می شه
واسه ی همینه كه خوب داری بازی می كنی
كه همین حرفایی كه زدم
كجا سرت می شه
تو تمام دردامو سرت می شه ، سرت می شه
نه كه حالا ، از اون اول همیشه سرت می شه
می دونی عاشقتم ، دلت برام شور می زنه
ولی بیشتر از می خوامش ، نمی شه سرت میشه
من می رم ، حرفای من یه روزی باورت می شه
شعر من كلید قفل زرد دفترت می شه
اما هر چی كه شدی ،
رسیدی به هر جا بدون
گفته بودم تو قد فرشته ها سرت می شه
من كه هر چیزی نوشتم از تو باز سرم نشد
اینكه شاید نباشم پیش تو باورم نشد
فكرامو كرده بودم خواستم همین حالا برم
نذارش پای دروغ ، آره نشد برم ، نشد
شعر نو...
برچسب :
نویسنده : محمد رضا جوادیان
بازدید : <-PostHit->