![]()
قدیمانمازبه ماحالی می داد
خدابهرنمازا مالی می داد
مال که میگم برکت بود بخدا
تاکه از خدانشی یه وقت جدا
خدایی که آفریده همه مون
برای جداشدن ازطمع مون
طمعی که هرکسی وامیداره
تابه دنبالش بره راه نداره
اماحالا همه چیز عوض شده
خاطرات قدیما رجز شده
نمازادیگه به ماحال نمیدن
پولدارا دیگه به ما مال نمیدن
خدارحمتش کنه آ سیدمحمود
اون آقایی که شال وعباش کبود
روی منبرا میگفت آی آدما
گوش به حرف من بدید ،نگید چرا
اون زمونای قدیم مردم ده
دوربودند ازهیاهوی وعربده
وقتی به هم می رسیدند توی راه
به همه سلام میکردند مث ماه
باسلام رخا کمی گل می گرفت
طلبکار بهرطلب شل می گرفت
اما حالا سلاما بوقی شده
ماست حاجی تو کاسه دوغی شده
نماز ما آدما دراین زمون
سلام بوقی حاج آقاست بدون
تونماز وقتی موبایل زنگ میزنه
یا ترانه میخونه برامون آهنگ میزنه
دست به این جیب دست به اون جیب می بریم
تاکه اون موبایله رو ما برداریم
آخه ما ها که دیگه موبایل داریم
با موبایل ،ما باخدا چیکار داریم؟
تو نماز باید که با خدا بشیم
نه که بازنگ موبایل جدا بشیم
علی شریفی
برچسب :
نویسنده : محمد رضا جوادیان
بازدید : <-PostHit->