آرزو نوری، شاعری بی تکلّف
شاعری که خود را در صورت گنجشک ها پک می زند.
متولد 5 آبانماه 1359 سلماس- روزنامه نگار
دارای هشت دفتر شعر( آوازهای خاموش- ابر و باد-با تو-بیهوده- حاشیه- غزل پرسه- هنوز-پیوست)
و: 120 شعر در سایت شعرنو
.
.
چگونه دورت بگردم
وقتی از مدار تو
بیرون افتاده ام؟
معمولاً مبدأ زیبایی یک شعر از دو مسیر ایجاد می شود.
- یکی تناسب ها که همان رعایت قراردادها و رابطه هایی است که میان پدیده ها بوجود می آید. مثلاً شبکه ی ارتباطی "مدار" و "دور" که بر اساس همین تناسب سروده شده است.
- دیگری ته نشینی واژه هایی که در جان کلام افتاده است و باعث ساخت فضا و عناصر تازه می شود. در این میان حظّ وافر می بریم.
جهانی در من است
و من
در جهانی تنها!
امتداد کدام خیابان
ما را به هم میرساند؟
خوانش هایی که از نوع گفتمان سه طرفه بین شاعر و متن و مخاطب باشد، بگونه ای وصف ناپذیر مخاطب را با مفهومی تازه روبرو می کند.
وقتی قطار هست کسی هم قطار نیست
حالا که همسفر شده پیدا، قطار نیست
شعری که حاصل یک حالت عاطفی واحد باشد، تصویرگر یک فضای واحد برجسته است که به اتفاق های ناگهانی ، عینی و شفاف زندگی رسیده است.
رج میزند کوه را
با گوسفندانش
چوپان
. . .
در سیر اجمالی شعرهای خانم آرزو نوری، تصویرگریهای تازه، عینی و قابل حس وجود دارد که خواننده را با یک صحنه خاص درگیر می کند. اینجاست که می توان گفت: شاعر موفقی است.
دهن دره می کند باد
روی شانه ات
و دریا
در دستهایت
آرام می گیرد
صدای چه کسی همراه توست
که پرندگان
با لالایی ات
به خواب می روند؟
یکی از عامل های تأثیرگذاری شعر، تهییج کنندگی است.شعر نباید فقط و
فقط به انتقال پیام فکر کند بلکه باید در صدد این باشد که چگونه می تواند در خواننده اثر گذارد.
-دهن دره می کند باد روی شانه ات-
در یک نگاه کلی به متن این شعر در می یابیم که با یک پارادوکس روبرو هستیم که از نظر تصویر زنده و پویاست است و از طرفی با ذهن شاعر که امیدهای درونی او را بیرون می ریزد هماهنگ است.
صدای چه کسی همراه توست/ که پرندگان/ با لالایی ات / به خواب می روند؟
شاعرانی که احساسات خود را وسیله ای برای بیان قلمداد می کنند مخاطب را برای رسیدن به تصاویر بصری فرا می خوانند.این گونه شاعران مخاطب خویش را انسانی مانند خود می دانند که همسو با هم به رسالت می رسند.
یکی از بهترین اشعار آرزو نوری:
"خواب هزار ساله"
تعبیر هزارساله خوابهایم
تکیه بر باد
تکیه بر بازوانت!
و قلب من، شاعر واپسین لحظه هاست
وقتی مردان
در آستانه ایجاد خود
تشییع می شوند
وقتی کویر
با ترانه های داغ عطش
هر اوج و ارتفاعی را
در خود می بلعد
نه!
مرا به فهم بازوانت راهی نیست
چنان که قلب ام را
به شعور شعله ور عشق
چنان که تنم را
به تفتنده ترین تلماسه های کویر
من؟
سراینده نامشروع ترین روزهای زمین ام
و قلب من
شاعر واپسین لحظه هاست.
برای ورود به جهان شعر، باید نخست واژه ها توسط شاعر تکوین یابد آنگاه واژه ها و انعکاس تصاویر بگونه ای باشد که به تخیّل مفاهیم تازه برسد.
مکانیزم های ذهنی عرصه را برای بازآفرینی تصاویر و ایجاد فضاهای تازه و رئال باز می کند بویژه کمک شایانی به معماری کلام می کند.
تنهایی
کلید خانه را دارد
هر وقت نیستی
به سراغم می آید
شعرهایی که با سطر کوتاه از آرزو خوانده ام، بی گمان وجه غافگیری او در قیاس ابتدایی نیست بلکه این قیاس ساده دریچه ای مدرن با سوبژکتیو تازه است که مورد بازخوانی یک کلیت تازه قرار می گیرد.
.
"درباره تو"
(شعری با 32767 بازدید کننده)
دلتنگی شبیه تو نیست
گاه و بی گاه در می زند
هر جا دلش خواست می نشیند
و با حسادت عجیبی
درباره تو حرف می زند!
اگر با غایت طبیعی یک شی، بتوان سرنوشتی متفاوت ساخت، آن شی شکل شاعرانه و رمانتیک می گیرد.
مثال: یک قطعه سنگ می تواند نمای زیبای یک خانه باشد یا سنگفرش یک خیابان و یا سنگی که میل آنژ از آن تندیس داوود را خلق می کند.
فرم این شعر، در رابطه با اثر هنری و ابزارهای تولید، نمایشی از امری والاست.
و یک شعر کوتاه زیبا:
آخرین ستاره
بر شانه های این شب بی ستاره
تشییع می شود
چه فرق می کند کجا
به هر حال
چشمهای توست که می چکد
با آرزوی نیکی برای این شاعر فکور و با اعتبار
شعر نو...
برچسب :
نویسنده : محمد رضا جوادیان
بازدید : <-PostHit->