![]()
با این که میدانم در دلت جایی برایم نیست ...
اما نگاهم که می کنی غرق شادی میشوم ...
با اینکه میدانم نگاهت ازسر عشق که هیچ....
حتی از یک دوست داشتن ساده هم نیست ...
ولی مستم میکند این نگاه بی تفاوت ...
مست میشوم از اینکه نگاهم به نگاهت گره خورده ...
و اشک میریزم برای سردی نگاهت ...
سردی ای که به قلبم که هیچ ...
به اشکهایم رسیده ....
و تنها قطره های سردش گونه هایم را نوازش میکنند ...
و چال میشوند در چال گونهایم ...
دل که هیچ....
همه ی وجودم یخ میزند از این حس غریب یک طرفه ...
نیلو#
برچسب :
نویسنده : محمد رضا جوادیان
بازدید : <-PostHit->