تشویش

ساخت وبلاگ

معلوم نیست
باد از کدام سو می آید
خورشید را غبار دهشت پوشانده است
و ابرها به ابر نمی مانند
مثل هزار گله حیران
بی آبخور و مرتع بی چوپان
مثل هزار اسب یله
با زین و برگ کج شده در میدان یال افشان
مثل هزار برده محکوم عریان در کوچه های زنجیر سرگردان
گهگاه
از اوج های نزدیکی
با قطره های تلخ و گل آلودش می افتد باران
معلوم نیست
باد از کدام سو می آید پیداست
اما
که اضطراب حادثه قریه را
در دام سبز جلگه به بازی گرفته است

شعر نو...
ما را در سایت شعر نو دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محمد رضا جوادیان بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 24 دی 1398 ساعت: 19:22