ما خسته بودیم و گرسنه
و راهبان برایمان دعا می کردند
ناتوان بودیم ما
در شام آخر به صومعه رفتیم
از کتب مقدس برهنه شان کردیم
و در دستشان اسلحه
نهادیم
ناتوان بودیم و گرسنه
دعا سیرمان نمی کرد
شعر نو...
برچسب :
نویسنده : محمد رضا جوادیان
بازدید : <-PostHit->