تو حیبرانی در این هنگامه
من هم از تو حیران تر
تو در آغاز آبادی
منم هر لحظه ویران تر
در این بن بست ظلمانی
رهایی را چه می
دانی
فراز از خود به سوی هم
و یا از هم گریزان تر
اگر از راه برگردیم
سراپا حسرت و دردیم
اگر از راه برگردیم
سراپا حسرت و دردیم
گذشتن مرگ
ماندن درد
کدامین است آسان تر
کدامین پیک را گویم
که من هم از تو می جویم
کدامین پیک را
گویم
که من هم ازتو می جویم
نشانت را و ماندم بی خبر
هر آن پریشانتذ
در این تنهایی ممتد
فقط دست تو بر در زد
ندیدم از تو ای دیر آمده
ناخوانده مهمانتر
در این تنهایی مطلق
فقط دست تو بر در زد
ندیدم از تو ای دیر آمده
ناخوانده مهمان تر
شعر نو...
برچسب :
نویسنده : محمد رضا جوادیان
بازدید : <-PostHit->