اسیر قاب

ساخت وبلاگ

لحظه تلخه ‚ ساعتا کوک
چشما زخمی ‚ کیفا ناکوک
سایه ها رو تخت خورشید
صورتا یه آینه مشکوک
دلا بی دل ‚ دستا بی دست
جاده ها
کور کوچه بنبست
توی این دخمه ی ابلیس
باید از عطر تو شد مست
مثل غنچه ی گل سرخی تو برف
وقت ابراز علاقه مثه حرف
وقت بارون مثه چتر و توی ظلمت یه چراغ
پشت پلکان زمستون رمز بیداری باغ
با تو روشن ‚ با تو نابم
با تو هم اوج عقابم
بی
تو عکس آسمونم
اسیر حصار قابم
میشه با تو تا صدا رفت
تا دل حاثه ها رفت
میشه با عقیق عشقت
به شکار اژدها رفت
هم مثه دریا بزرگی هم مثه شبنم برگ
هم مثه نم نم بارون هم جسارت تگرگ
هم تبلور یه آواز ‚ همسکوت یه صدا
تنها اما با همه درست مثه خود خدا

شعر نو...
ما را در سایت شعر نو دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محمد رضا جوادیان بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 24 دی 1398 ساعت: 19:22