يه عطش مونده به دريا
يه قدم مونده به رويا
يه نفس مونده به آواز
يه غزل مونده به پرواز
يه ترانه مونده تا يار
يه طنين
مونده به آوار
يه ستاره مونده تا روز
سه سفر مونده به ديروز
بگو تا حضور بوسه
چن تا لبريختگي مونده ؟
چن تا بغض تلخ نشکن ؟
چن تا آواز نخونده ؟
با تو ‚ تا تو مي رسم من
بي حصار سرد پيرهن
مي گذرم از اين گذرگاه
واسه پيدا کردن ماه
واسه کشف آخرين زخم
تا پل معلق اخم
سر مي رم تا لب بارون
تا شب خيس خيابون
بگو تاحضور بوسه
چن تالبريختگي مونده ؟
چن تا بغض تلخ نشکن ؟
چن تا آواز مونده ؟
شعر نو...
برچسب :
نویسنده : محمد رضا جوادیان
بازدید : <-PostHit->