رنگ فردا

ساخت وبلاگ

می تونی کوها رو جابه جا کنی
می تونی قیامتی به پا کنی
می تونی مشتای روزگارت
پیش چشم کور دنیا واکنی
می تونی چلچله باشی تو خزون
می
تونی پل بزنی به آسمون
می تونی یه سقف رنگی بسازی
واسه تنهایی هر ترانه خون
اما باید یکی باشه که بفهمه لحظه هات رو
یه نفر که تو سیاهی ‚ بشناسه صدای پات رو
یه نفر که وقت گریه ‚ شونه ش رو گرو بذاره
وقت سر رفتن آواز ‚ غزلای نو بیاره
می تونی تو آینه سفر کنی
می تونی سایه ت رو در به در کنی
می تونی شبهای بی ستاره رو
با طنین یه ترانه سر کنی
می تونی تیله ی ماه رو بشکنی
می تونی خورشید رو آتیش بزنی
می تونی واکنی این دریچه رو
با وجود صد تا قفل آهنی
اما باید یکی باشه که بفهمه لحظه هات رو
یه نفر که تو سیاهی
بشناسه صدای پات رو
یه نفر که وقت گریه ‚ شونه ش رو گرو بذاره
وقت سر رفتن آواز غزلای نو بیاره
می تونی دنیا رو زیر و رو کنی
می تونی با رویا گفتگو کنی
می تونی حنجره های خالی
با هجوم واژه روبه رو کنی
می ونی دل رو به دریا بزنی
خودت تو سایه ها جا بزنی
می
تونی لحظه ی دلسپردگی
غروبا رو رنگ فردا بزنی
اما باید یکی باشه که بفهمه لحظه هات رو
یه نفر که تو سیاهی بشناسه صدای پات رو
یه نفر که وقت گریه ‚ شونه ش رو گرو بذاره
وقت سر رفتن آواز ‚ غزلای نو بیاره

شعر نو...
ما را در سایت شعر نو دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محمد رضا جوادیان بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 24 دی 1398 ساعت: 19:22