غنچه ی نرگس

ساخت وبلاگ

در ضیافت تولدت

خاک در شکوه جنبشی دگر

رخت زرد خویش را درید

و تکان تازه ای به خویش داد

هم بدین سبب به رود زد

تا غبار تاخت ستمگران دهر را

/ در گذر آب شستشو دهد

انتظار سهم ماست

اعتراض نیز

ما ظهور نور را به انتظار

/ با طلوع هر سپیده آه می کشیم

ای دلیل جنبش زمین قسم به فجر

/ تا تولد بهار عدل

/ ظالمان دهر را به دار می کشیم

گوش را به نبض تند خاک می دهیم

گام عادلی بزرگ را

/ منتظر، شماره می کند

در بهار، اعتراف سبز باغ را شنیده ام که می شکفت

اذن رویش بهار را تو داده ای

*

باور گلی به ذهن ساقه های سبز

لیک خود چو غنچه ای صبور

/ بسته مانده ای

رسم غنچه نیست بسته ماندن

غنچه های نرگس این زمان –

/ به ناز باز می شوند

ما ظهور عطر را ز غنچه تا به گل شدن

/ انتظار می کشیم

خاک تشنه است و ما از این کویر

/ خندقی به سمت جویبار می کشیم

*

یک چپر میان ماست

پشت آن چپر که تا خداست

با فرشته ها به گفتگو نشسته ای

*

آفتاب

/ از جبین پاک تو طلوع می کند

در فضای پاک چشم روشنت

/ محو می شود غروب می کند

ایستاده ای بلند

/ روشنان ماهتاب را نظاره می کنی

با تو آسمان تولدی دوباره یافت

پیشوای کاروان عشق!

کاروان حماسه می سراید اینچنین:

/انتظار سهم ماست

/ اعتراض نیز

منجیا، یقین تو نیز منتظر

/ چشم بر اشاره ی خدا نشسته ای!

مسگرآباد، تهران، 15/12/1360

شعر نو...
ما را در سایت شعر نو دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محمد رضا جوادیان بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 24 دی 1398 ساعت: 19:22