این صنوبران

ساخت وبلاگ

آن سوی قلمرو چشمهامان

درختانی ایستاده اند

هزار بار

سبزتر از این جنگل کال

بعد از اینجا

اقیانوسی است

/ آبی تر از زلال

یله در بیکرانگی

چونان ابدیتی بی ارتحال

*

ای مادران شهید

سوگوار که اید؟

/ دلتگیتان مباد

آنان درختانند

/ بارانند

آنان

/ نیلوفرانیند

که از حمایت دستان خدا برخوردارند

آبی اند، آسمانی اند

نه تو و نه من نمی دانیم

فراتر از دانایی اند، روشنایی اند

*

این صنوبران

اگر چه با تبر نفرت افتادند

شبانه شبنمند

صبحگاهان آفتاب

چشمهاشان فانوسی است

/ در شب طوفان

که گره گردباد را می گشاید

و لبخندشان اقیانوسی است

/ که تشنگان را

/ بر می انگیزاند

بیرون این معین محدود

رودی از ستاره جاری است

/ رودی از شهید

با سکوت هم صدا شو

تا بشنوی

/ پشت آسمان چه می گذرد

ما زمستانیم

/ بی طراوت حتی برگ

آنان

/ در همیشه ای از بهار ایستاده اند

/ بی مرگ

تنکابن، 12/4/1364

شعر نو...
ما را در سایت شعر نو دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محمد رضا جوادیان بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 24 دی 1398 ساعت: 19:22