درنگی در محوطه ی آفتاب

ساخت وبلاگ

دلواپس آفتابند انگار

پنجره های مغموم به قاب اندر

در پشت های پنهان کیانند

/ که در حضور، مهربان می نمایند

و در پنهان

/ دشنه بر دل سنگیشان می سایند

دستانتان به مرگ بینجامد

شگفتا

در بیکران آفتاب خیز ما

مگر پشت تاریکی دلهاتان

/ پنهان مانده باشید

هیچ خفاشی

/ قلمرو آفتاب را در نمی نوردد

/ جز به سرانجامی بد

حال آنکه روشن است

آفتاب

/ درخشش محتومی است

در این کرانه

که هیچ خانه

/ بی شهید نمانده است

تنکابن، 10/11/1364

شعر نو...
ما را در سایت شعر نو دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محمد رضا جوادیان بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 24 دی 1398 ساعت: 19:22