یک کبوتر سیاه
یک کبوتر سفید
در کنار هم
/ با دو قلب گرم
/ با دو دست مهر
روی ناودان خانه ی گلی ما
/ لانه ای درست کرده اند
/ از درخت و سنگ و گل
روزها
/ بر زمین آفتابی حیاط مان
/ راه می روند
گاه در میان ابر
/ چون دو نقطه ی قشنگ
/ ناپدید می شوند
شب دوباره ناودان خانه ی گلی ما
از صدای دوستی آن دو یار مهربان
آن سپید و آن سیاه
آن کبوتران
/ شلوغ می شود
*
آه ای کبوتر سپید من!
کاش
/ مردمان روزگار ما
چون تو
/ یک دل سپید و ساده داشتند
آی کودکان ساده ی سیاه
/ چه می کنید
من دلم برایتان گرفته است .
شعر نو...
برچسب :
نویسنده : محمد رضا جوادیان
بازدید : <-PostHit->