خاتون

ساخت وبلاگ

تا بودی

آماج تهمت ها بود

روح نازک تو

چه بی شرمانه تو را شکستند

پی برگچه ی تکیده

/ بر تارک اندوه

خاتون ما

ای بلا دریده که بر خاک خفتی

در سوگ تو

با شبنم محزون غروب شهریور گریستم

من درد را

/ گواهی می دهم

من خانه ام

/ آن سوی درد تو بود

من همسایه ی دردهای تو بودم

من دیده را به یاد معصومیت تو

/ تر می کنم

هنگام که

/ با تو آمدگان

/ شب را به شادی سحر می کردند

ای زخمی ملامت خودخواهان

خاتون رنج

بانوی عاطفه

بانوی خوب

تو از قبیله گمنامان بودی…

*

برای ما

ای از عشیره ی نادران

همیشه حرفها

/ ناتمام خواهد ماند

اصفهان، شهریور 60

شعر نو...
ما را در سایت شعر نو دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محمد رضا جوادیان بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 24 دی 1398 ساعت: 19:22