ای خیال تو رؤیای روحانی جاری آب
ای سپیدار ستوار سبز گلستان محراب
وسعت پاک چشم تو سجاده ی باد و باران
باده ی نور می نوشد از جام دست تو مهتاب
اختر روشنی بخش شبهای اندوه و ظلمت
شوق بیداری آفتاب از سراپرده ی خواب
تو گذشتی چنان رود از ذهن خاک عطشناک
باغ از بارش سبز ایثار تو گشته سیراب
راست استاده ای چون یکی صخره تا اوج خورشید
جنگل سبزِ ایمان تو از کجا می خورد آب؟
آمدی از دیار سَحَر کوله بار تو خورشید
از صلای تو شب واژگون گشته در کام مرداب
خرداد 62 ، تهران
شعر نو...
برچسب :
نویسنده : محمد رضا جوادیان
بازدید : <-PostHit->