(1)
پایان آن حماسه ی درد آلود
شامی غریب بود
شامی گرفته و غمناک
دیگر همیشه شعر
دیگر همیشه مرثیه
/ در بحر اشک بود
(2)
بعد از فرو فتادن خورشید
از شانه های مضطرب صبح
فردا همیشه غمزده و گنگ
در هیئت غبار می آید
(3)
فریاد!
آتش به جان خیمه در افتاد
چشمی به خیمه ها
چشمی به قتلگاه
زینب میان آتش و خون
/ ایستاده است
ای ابر بهت از چه نمی باری؟
(4)
ای دشتهای محو مقابل
اعماق بی ترحم و تاریک!
ای اتفاق گرم
با ما بگو
/ زینب کجا گریست؟
زینب کجا به خاک فشانید
/ بذر سبز؟
بر ماسه های تو
ای گرد باد مرگ
وقف درنگ ناقه ی دلتنگی
/ زینب چه می نوشت؟
شعر نو...
برچسب :
نویسنده : محمد رضا جوادیان
بازدید : <-PostHit->