عصاره یک حسرت

ساخت وبلاگ

ای کاش درختی باشم

تا همه تنهایان

/ از من پنجره ای کنند

و تماشا کنند در من

/ کاهش دلتنگی شان را

اگر اینگونه بود

پس دلم را

/ به سمت دست نخورده ترین قسمت آسمان می گشودم

تا معبر

/ بکرترین عطرها باشم

که تا کنون

/ هیچ مشامی نبوییده باشد

و قاب تصویر هایی متحرّک

/ از یک خیال سبز

/ در باغ آسمان

که قوی ترین چشمها آن را

/ رصد نمی تواند کرد

ای کاش درختی باشم

تا از من دریچه ای بسازند

و از آن خورشید را بنگرند

که حرارت و بزرگی را

از پیشانی مردی وام گرفت

/ که خانه ای داشت

/ کوچک تر از دو گام که برداری

ای کاش مرا تا خدا وسعت دهند

تا نشانشان دهم

انسان یعنی

چهل سال آیینه وار زیستن

*

من تصویرهایی دارم

از سکوت

که در بیانش

/ واژه ها لالند

/ و کلمه ها کوچک

چگونه آیا ؟

ای کاش پنجره ای باشم !

شعر نو...
ما را در سایت شعر نو دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محمد رضا جوادیان بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 24 دی 1398 ساعت: 19:22