ای کاش درختی باشم
تا همه تنهایان
/ از من پنجره ای کنند
و تماشا کنند در من
/ کاهش دلتنگی شان را
اگر اینگونه بود
پس دلم را
/ به سمت دست نخورده ترین قسمت آسمان می گشودم
تا معبر
/ بکرترین عطرها باشم
که تا کنون
/ هیچ مشامی نبوییده باشد
و قاب تصویر هایی متحرّک
/ از یک خیال سبز
/ در باغ آسمان
که قوی ترین چشمها آن را
/ رصد نمی تواند کرد
ای کاش درختی باشم
تا از من دریچه ای بسازند
و از آن خورشید را بنگرند
که حرارت و بزرگی را
از پیشانی مردی وام گرفت
/ که خانه ای داشت
/ کوچک تر از دو گام که برداری
ای کاش مرا تا خدا وسعت دهند
تا نشانشان دهم
انسان یعنی
چهل سال آیینه وار زیستن
*
من تصویرهایی دارم
از سکوت
که در بیانش
/ واژه ها لالند
/ و کلمه ها کوچک
چگونه آیا ؟
ای کاش پنجره ای باشم !
شعر نو...
برچسب :
نویسنده : محمد رضا جوادیان
بازدید : <-PostHit->