فروکش آتشفشان

ساخت وبلاگ

در نماز و نیازش خدا بود

دستهایش به رنگ دعا بود

در شکفتن دل داغدارش

مثل یک لاله بی ادعا بود

این غریبی که از پیش ما رفت

با سلام خدا آشنا بود

بسته ی عشق بود و ولیکن

مثل پرواز در خود رها بود

مثل کوهی پر از استواری

مثل باران شب بی ریا بود

مثل امواج دریا گریزان

مثل آفاق بی انتها بود

مثل آتشفشانی پر از درد

مثل موجی سراپا صدا بود

زخمهای عمیقی به دل داشت

چون غروبی به غم مبتلا بود

مثل لبخند آب را می آکند

مثل اندوه در سینه ها بود

مثل فرداست در قلب ما هست

آنکه دیروز در پیش ما بود

دیشب از باد پرسیدم ای عطر

همنشین گل کربلا بود

از گلستان سبز کجا بود؟

گفت: شمع دل این کبوتر

شعر نو...
ما را در سایت شعر نو دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محمد رضا جوادیان بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 24 دی 1398 ساعت: 19:22