و نه حتی شعر

ساخت وبلاگ

در شب تجرّد محض

شب بی زمزمه

تو را می شنوم

/ و تنفس آسمان را

/ و خواب برگها

در شب سکوت

تو را می شنوم

/ و حیرت پنجره

/ و ارتعاش نسیم را

که به ناگهان

/ فرا می گیرد

/ تمام مرا

در شب تعجب

در شب شگفتی

تو را می شنوم

و صدای پای عمر را که می گذرد

و بوی مرگ را

/ که پیش می آید

و در این هنگام

حسرت درختی است

/ خشک و بی برگ

و شب با اندوه برقرار می شود

و من می شنوم

/ تو را و گریه های دلم را

دیگر سخنی نیست

/ و نه حتی شعر

و من در خلأ گم می شوم

/ که کناری ندارد

به یاد مرحوم محمد حسین بوبایی

شعر نو...
ما را در سایت شعر نو دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محمد رضا جوادیان بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 24 دی 1398 ساعت: 19:22