زانوی غم

ساخت وبلاگ

نیمه شب بیدار شدم از خواب
صدای گریه ی مادر بود
با خودم گفتم
مادرم غمگین است
نکند باز دلش ...
می دیدم زیر نور کم سوی چراغ
قطره های اشکش را
زانوی غم گرفته بغل
با خودش می گفت مدام
خدا من هیچ
چرا

شاعر:حمزه اصغری

شعر نو...
ما را در سایت شعر نو دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محمد رضا جوادیان بازدید : <-PostHit-> تاريخ : شنبه 7 دی 1398 ساعت: 3:32