زن گندمزار است...
خوشه است،
دشتی طلاییست،
پر از رخشش،چون خورشید
زایندست
زنده است
و غمین اند خرمن های به آتش کشیده شده؛
خوشه های سوخته؛
لاشه هایی که لقای مرگ را به دوش میکشند
تلی از دود و
شاعر:پریسا بقایی
شعر نو...
برچسب :
نویسنده : محمد رضا جوادیان
بازدید : <-PostHit->