چشمان دلم

ساخت وبلاگ

چشمان دلم چشمان دلم زمستانی است
گاهی ابری
گاهی بارانی
گاهی طوفانی
وگاهی هم برفی
ابری که می شود غم عالم درونش جای میگیرد
تا باران نیاید دل دیوانه ام آرام نمیگیرد
باران ، رگبار،تگرگ خدای من چه میشود
آسمان دلم صاف و آبی می شود
ولی زمستان سردی دارد
خدا نکند که طوفان بپا کند این دل مجنون من
برف را نگفتم که وقتی می آید دلک من در قفسش از سرما میلرزد
و چاره ای هم ندارد
بخاطر عهدو پیمانش باید سازش کند
حالا به هر قیمتی که باشد
چون دیوانه عاشق شده
چرا که عاشقی آخرش کار دست این مجنون لیلایی میدهد خدا آن روز را نیاورد چون تحملش برای من دردی است بزرگ

باورم هست که افسانه شوم چون لیلی
عمری همه در دشت بلا جایم بود

- - , .

شعر نو...
ما را در سایت شعر نو دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محمد رضا جوادیان بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 22 دی 1394 ساعت: 17:45