شعر نو

متن مرتبط با «نامه ای سرگشاده به خدا» در سایت شعر نو نوشته شده است

زندگی نامه مولانا

  • نیلوبلاگ

    ((برایخرید تصحیح جدید مقالات شمس تبریزیاینجا را کلیک کنید.)). حقیقت رابطۀ شمس و مولانا را در این کتاب پیدا کنید. برجسته ترین شخصیت ها، همواره از دلِ پُرآشوب ترین دوران ها بیرون آمده اند. مولانا جَلالُ الدین مُحمَّد نیز زادۀ روزگاری بُحران زده بود. سَدۀ هفتم هجری، خونبارترین سَده در تاریخ سرزمین هایِ اسلامی است. جنگ های صلیبی، که از واپسین سال هایِ سَدۀ پنجم آغاز شده بود، تا پایانِ سدۀ هفتم همچنان ادامه داشت، و در همین دوران بود که مُغول ها تاخت و تازِ سیل آسایِ خود را آغاز کردند. اِبْنِ اَثیر، تاریخ نگارِنامدارِ درگذشته به سالِ ۶۳۰ قَمَری، که تنها نخستین پرده از فجایع مُغول را شاهد بود، به هنگام نوشتنِ تاریخِ این دوره، با قَلَمی گریانْ آرزو کرده است که ای کاش از مادر نَزاده بود. و جُوینی از ...

    ادامه مطلب
  • مقدمه ای بر مقالات شمس تبریزی

  • نیلوبلاگ

    برای خرید تصحیح جدید مقالات شمس تبریزیاینجا را کلیک کنید. ...

    ادامه مطلب
  • زندگی نامه شمس تبریزی

  • نیلوبلاگ

    ((برایخرید تصحیح جدید مقالات شمس تبریزیاینجا را کلیک کنید.)). حقیقت رابطۀ شمس و مولانا را در این کتاب پیدا کنید. طلوع شمس در قونیه، زندگی با تمام نیروی سرشار سازنده خود در گذر عادات و مألوفات هر روزینه خویش آرام میگذشت و مثل رودخانهیی که در بستری هموار جاری است بیهیجان و بیخروش راه میسپرد. کشمکش درونی مولانا هم در استمرار سنگین و ملال انگیز این زندگی هر روزینه محو میگشت. از اعماق درون مولانا صدای شاعری هیجان زده بر ضد فریاد مفتی و مدرسی موقر و سنگین برمیخاست و او در غوغای دل مشغولیهای روزانه گوش خود را بر آن بسته بود. با تسلیم به مألوفات دریچۀ دل را بر روی واردات مرموز روحانی مسدود کرده بود و گذاشته بود قیل و قال مدرسه بر حیات درونی او حاکم بماند و او را به رغم کشمکشهای وجدانی در چنگال سرد ع...

    ادامه مطلب
  • مجموعه گپی به صرف چای_قسمت هشتم

  • نیلوبلاگ

    (۱)- بغض میشه، کلمه میشه اما گره میخوره توی گلو!+ چی؟!- فکر میشه، بیخوابی میشه اما سر میخوره از قلم و نمیریزه روی کاغذ!+ چی؟!- هر شعری که در کلمه جا نمیشه اما نگاه حریفش هست، هر حرفی که معیار نویسی و کتابی نمیشه ولی بیان عامه پسندش، ادیبانهترین شکل زیبا نویسی هست!+ حالت خوبه؟- نه! از کجا فهمیدی؟!.(۲)- کتابها آدم رو عوض میکنند!+ اینقدرام که میگی قادر به اثر گذاری نیستنها!- شاید اثر دونه دونهاشون به چشم نیاد، ولی وقتی در یک بازه زمانی کوتاه، تعداد زیادی کتاب میخوونی، انگار که وسط راه یه رشته تحصیلی جدید افتاده باشی!+ اما کتابهای غیر درسی برای سرگرمیه، وقت پر کن هست، حواست رو از روزمرگی پرت میکنند، آخرش مثل درسای دانشگاهی نمیشه!- زمان رو میبازی اگر کتاب غیر درسی رو فقط به قصد تفریح بخوونی یا...

    ادامه مطلب
  • مجموعه گپی به صرف چای_قسمت نهم

  • نیلوبلاگ

    (۱)- خدا اون روز رو نیاره که آدم تو تنهایی خودش، تنها بشه!+ انیشتین جمله قشنگی داره، میگه زندگیت رو به هدف گره بزن، نه آدما تا احساس خوشبختی کنی!- ولی بیعشق، دنبال بزرگترین هدفهای دنیا هم که بری از درون تهی شدهای!+ خیلی دنیا رو دخترونه نگاه میکنی، باید فارغ از جنسیت، قوی باشی، تو رو باید ببرم پیش دوستم، تا حرفاش رو بشنوی، یه بار بهم میگفت: بخاطر اینکه سالیان پیاپی در هزارههای پیشین زنان غار نشین بودن و مردان برای تهیه غذا شکار میکردن، توانایی فیزیکی زنان تحت تأثیر تغییرات محیطی و عادات زندگی کم شده، وگرنه هر دو در ابتدا به یک شکل توانمند بودن! فکرش رو بکن، دیوانه کننده است!- عشق مرد و زن نمیشناسه، ظرف وجود آدم که خالی از عشق باشه، انگار همیشه گم کرده داره، انگار همیشه یه چیزی کم داره، هیچ...

    ادامه مطلب
  • جایگاه بلند

  • نیلوبلاگ

    جایگاه بلند اشتیاق رخ ناز تو پر و بال من است کوچه رهگذرت کعبه آمال من است ای بنازم به تو و آن همه زیبایی و مهر سایه سار نظرت شوکت اقبال من است سرنوشتی که قضا روزی ما کرده ببین من بدنبال تو وشاعر:علی معصومی...

    ادامه مطلب
  • ساحت تنهایی

  • نیلوبلاگ

    تنها در اسارت تن ها و هجوم خیل خیالات مبهم که می بندد سری را که درد می کند و احساسی که دل سنگ دارد و دزدیده نگاهی که قیچی می کند فصل خزانم را من و کودکی که می خورد شیر خام مادر را از پستانشاعر:مهدی شریفی...

    ادامه مطلب
  • یاد دارم داد یاری این سروش

  • نیلوبلاگ

    یاد دارم داد یاری این سروش نیمه شب رازی مرا گفتا به گوش کز جهان و هر چه باشد در میان نیست خوش تر جز دکان می فروش گفتمش دانم که قولی بر حق است لیک پنهان بایدی گفت و خموش زان که این نو کیسگان بهرشاعر:آرمین نوری ارومو...

    ادامه مطلب
  • 20 - ( آمـد نـوبهـــار غنچــه دامــن بگـشاد )

  • نیلوبلاگ

    آمد نسیم نوبهارغنچه دامن بگشاد آمد چمن به رقص عندالیب فریاد چه رنگ ورویی یافت بستر چمن ازباد بهاری که اورا به رخسار افتاد چه مفرح شده بود انفاس هوا هم که بود همه ازقدوم این بهاریشاعر:صمد محسنی...

    ادامه مطلب
  • آن‌جا ایستاده بودم

  • نیلوبلاگ

    این بار از رقص چلچلهای روایت میکنم که همخواب ستارگان شد در عمق یک رویا تن میشست و چه سبکبال آسمان را فریاد میزد! من آنجا ایستاده بودم! ردپای تو را در روزنهای که در نگاهتشاعر:فؤاد ال ناصری...

    ادامه مطلب
  • نجوای رفتن...

  • نیلوبلاگ

    با خداحافظی ات قلب مرا آزاد کن بشکن طلسم بغض ها،فارغ از غمباد کن آنقدْر که دادِ فاصله دربیاید دور شو خاطراتم را بسوزان یا رها در باد کن سنگینیِ عشقت بر دوش پیداست ببین یک نظر بر شانه هایشاعر:ایمان جلیلی...

    ادامه مطلب
  • این همه مهربانی را از کجا آورده‌ای؟!

  • نیلوبلاگ

    تو به من خیلی مهربانی داری حتی بیشتر از سهمی که از من و دیگر نامهربانان ربودهای به راستی بگو که این همه مهربانی را از کجاشاعر:انامک (علیرضا غفاری حافظ)...

    ادامه مطلب
  • بتاب ای ماه

  • نیلوبلاگ

    بتاب ای ماه زمین تاریک و ظلمانی است درین تاریکی و ظلمت شبح های ستم پیدا گلو در چنگ بیداد است نفس را ره به بیرون نیست بتاب ای ماه که محتاجم به نور تو زمین زیبا شود آنگه که دریابد حضورشاعر:جواد فرجی...

    ادامه مطلب
  • خندهٔ سرخ شقایق

  • نیلوبلاگ

    رنگ باد مزهٔ آب با نفس سبز بهار بیداری خواب زمین جنبش ساز جوانه - نم نمک در مشت دانه نیمه شبها رقص مهتاب - روی آب خوشه های از ستاره سرّ نسیمی سحری خندهٔ بام طلوع هِل هِل حمام آفتاب آب تنیشاعر:قوچعلی شیری ...

    ادامه مطلب
  • باز به خاموشی پناه بردم

  • نیلوبلاگ

    باز به خاموشی پناه بردم به سیاهی به سکوت دلم که می گیرد این تنها هنری ست که در من شکوفا می شود و به خلاقیت بغض های خفه کننده ی مسموم در پس ناگفته های بغض آلوده ام به قطره های یاسشاعر:مریم جلالوند...

    ادامه مطلب
  • من پرنده ای مهاجرم

  • نیلوبلاگ

    من پرنده ای مهاجر بودم افسوس، دنیا دستم را در دست زمین گذاشت و از پس موسم های برف و بوران کنج اتاقی پر از کتاب و اندیشه های سیاه و سفید در آخرین نقطه مرزی از جغرافیای آه و حسرت به جستجویشاعر:عبدالله خسروی...

    ادامه مطلب
  • رد آشنایی نیست

  • نیلوبلاگ

    دلم تنگ است به وسعت آسمان دلم تنگ است به وسط اشک های چشمانم دلم تنگ است برای رنگ نگاه تو دلم تنگ است برای سرنوشت تو فضای خانه تیره میشود و دیوارها نزدیک و نزدیک میشوند من چه کنم اینجاشاعر:سمیراعاشوری...

    ادامه مطلب
  • ای کاش!!

  • نیلوبلاگ

    ای کاش آن شب که گیسوانت را برای دلم شانه می زدی!! عطر زلفت به دندانِ شانه مزه نمی داد، و در آن نشئهٔ هم آغوشی جاودانهٔ ابدیت می شدیم ، قطره قطره اشکهایت را چون اکسیر حیات به نوشم دادی،شاعر:علیزمان خانمحمدی...

    ادامه مطلب
  • برای فرید

  • نیلوبلاگ

    این روزها تکّه اسفنجی آفتاب خورده شده ام خشک و نخراشیده، حفره هایم دیگر منعطف نیست و هر چه سخت تر می شوم، راحت تر می شکنم... فرید! جای خالی ات درون سینه ام درد می کند... سوگوارت نیستم چرا کهشاعر:امیررضا رمضانی...

    ادامه مطلب
  • ما کجای مهر ماهیم

  • نیلوبلاگ

    صدای بلند فریاد چه می گویی ای باد؟! تو مگر قصه می دانی که پُرسایی؟ تو مگر مهر را پدر میشناسی که بینوایی؟ بی پروا لاله ای روئییده گویند در مهر!! جویای آنم در اسفند و سپیده دمش سفیری در میدان بهشاعر:سيد هيمن بهرامي تپه بور...

    ادامه مطلب