دشت برچی
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
وای! درونم می کند فریاد بس که تلخ است این بیداد واژه ها را زبان گفتن نیست شوم و سوزنده است خشم کور، این بار در غروب به خون نشسته پر راز غرب کابل، دشت برچی، دختر معصوم سوختند در آتش بیداد دخترشاعر:زهرا علامی
شرقیِ در حصار
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
بوی دار می دهد سکوت مرگبار تو بوی بغضِ آشکار می دهد نگاه بردبار تو بوی زخمِ رویِ زخمِ کهنه هم بوی ساقه یِ تازه یِ بریده هم بوی مانده ی عدالت و عقیده هم بوی سیگارِ کهنه یِ کشیده هم بوی عکسشاعر:کتایون جلیل پور
بیرنگی سبز
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
/دلم سخت گرفته سهراب تو کجایی الان؟ /تو کجایی بسرایی باز از آن شهر پشت دریاها /تو کجایی از هیچستان دوباره بگویی سخنی /تو الان با قایقت در سیر و سفری؟ /تو الان سبزی یا که در اندوه پس از آن /توشاعر:فاطمه افکن پور
نارم
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
دور هستی دور ، وین حالت چنان زارم که گاهی روزها را میکُشم ، کُشتن شده کارم. نه حرفی میزنی نی نغمه ای می خوانیم ای داد نیازی نیست چون می بینی اینجا سخت بیمارم. نه رحمی داری نی انصاف.... در کارتشاعر:قاسم رندی
پایان بی شروع
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
پایانی آمده است که در آن شروعی نیست شروع هر غمی به منتهای شادی نیست من آن سازم که روزی می نواخت نغمه ها بر رقص، رقاصان می نواخت من آن می خواره ام که روزگاری خوش نداشت از بهر خویش جز درد و نالهشاعر:س. ج. سهند
رمان زندگی
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
زندگی شبیه رمانیست بی پایان با یک کارکتر اصلی که رقم زننده ی آن است؛ پر از خوشی نارحتی ، رنج و آسودگی میدانی؛ میخواهم این را ساده بگویم که اکثرا در این رمان افرادی هستند که چند صباحی تاثیرشاعر:محمد صرامی
از من رفته ای
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
ماشه ی خاطراتت را کشیده ام مغز متلاشی شده اش پاشیده شد روی تمام زندگی ام ندیدی چقدر جوانیم،نداشتنت را پیر می زیست انگار تو هزاران سال از من رفته ای که از پوست و گوشت خاطراتمان مشتی استخوانشاعر:ناهید عباسی راهدار
حق كشى
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
آنكه غير از حق بسازد مشكلاتى در نياز عنكبوتى باشد و تارى بسازد بر فراز ناتوانان را اسير آرزوى خود كند جملگى آشفته سازد در سجود و در نمازشاعر:مصطفی مروج همدانی
قانون هستی
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
روزی که بنا شد بنویسند، همه طالع هستی رسم این شد، که خوبان ز جهان کامشاعر:بهزاد چکاوک
جهان اینجا...
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
جهان اینجا تو خالیست ارزشش چون پر کاهیست سکوت یک آدم پر معنیست فریادش از درد و نداریست بغض هایی که در گلو نشست سکوتی که به یکباره شکست حجم دردهایی که دیوار شد آتش شد و بر تن زبانه کشیدشاعر:زهرا عاشوری
جدال با خودم
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
من شب ها در ولگردی کردن میان خیابان های سرد شب و کوچه بن بست تنهایی بودنم را پنهان کرده ام گویی در جزیره ای دورافتاده و متروک در انتظار عبور یک کشتی نجات دور از دریا خیمه زده ام سال هاستشاعر:عبدالله خسروی
روز اول
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
تا ترس زِ حرف مردمرا ، فراموش کنیم جُرعِهاِی زِ عشق بریز ، لبی تازه کنیم آزاد شویم زِ این همه چون و چرا! برگردیم و روزِ اول را یادشاعر:علی تعالی مقدم
عاشقانه های طبیعت
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
به میانهٔ آلودگیهای اهریمنی، در هیاهویِ غرش ارابه های آهنی، سروش بلبلی جسور، لایِ شاخسارِ صنوبری تنها، چون بانگِ جان افزایِ حیات، به نوازش دلهای خسته آمده!! نسیمی، کز کرانهٔ برجهایِشاعر:علیزمان خانمحمدی
بارش در سکوت
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
هم راز دنیای تنهائی ام کلمه کلمه سکوت چشمانت را امشب هم خواندم ... خواندم و بر صفحه مضحک تقویم نوشتم : انتظار ... کاش جای این باران قطره قطره اشک هایت می شست اشک های صورتم راشاعر:سعید قاسم مختاری
جنگ باره ها
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
جنگ را خدا نیافرید نام هایش را به ما داد، مرزی هم نیافرید گذاشت آنها را آفرینندگانِ سیاست بیافرینند تا زیرِ نظر بگیردِمان از پشت همان مرزها.. پس آماده شدیم برای جنگ چون خداشاعر:مهتاب محمدی راد
نور
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
دوستت دارم و دانم که تویی نور دو عالم از تو خواهم و دانم که دهی دست امانم عشقت و رضایت سلامم مهربانی و سلامتی جانم دلهمای ۷/خرداد/۱۴۰۰ شاعر:حمیدرضا قاسمی
اتفاق افتاده بود
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
آنچه میترسیدم ارآن برایم اتفاق افتاده بود عشق درنهادم بود وبرایم اتفاق افتاده بود سالیان سال آنرا میراندم زخویش درهمان دم بانگاهت برایم اتفاق افتاده بود می خواندم فقط، دوری عشق سخت استشاعر:سمانه عسکری(پروانه)
سکوتم را مکن باور( تندیس)
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
سکوتم را مکن باور، در این خشکیدهء فریاد صدا را میبُرد خنجر، چه فریادی در این بیداد سکوتم را مکن باور، در این دنیای پر کینه که جای قلب آدمها، گلوله خفته در سینه سکوتم را مکن باور، صدای تیر وشاعر:بابک اخوان
گل
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
من گلی دارم این گل توسینه دارم این گل جای قلبم می زارم قلب توی پاکت می زارم برای تومیارم تابازم برام بخندی درروی عشقت نبندی تا بگم عشقم خانومه این عشق دوتای مونه که کرده من دیونه وقتی ازمشاعر:مهدی گودرزی
غرقه
-
تاریخ: 1400/3/9 ساعت: 5:15
چکنم بامن نداری دیگرانگار میل گفتار تو به قصری مستقرهستی ومن نقشی به دیوار من به دریا غرقه گردیدم تویی امابه ساحل من نوشتم باز : دی دا ر، فاصله ها را توشاعر:محمد امین نژاد