بر آستان بهشت - تاریخ: 1400/2/21 ساعت: 4:34
روزی بر آستان بهشت، تو را میربایمت..... و بال در بال تو تا به هشتی در خانه خدا پرواز میکنیم تا داد خود را از خدا بستانیم من با تو از تیررس همه مزدوران و همه کلاشینکفها عبور میکردم وبهشاعر:انامک (علیرضا غفاری حافظ)
پرده نشین - تاریخ: 1400/2/21 ساعت: 4:34
در دل تاریکی شب غمی پنهان دارم این شب ها در آسمانم تو را کم دارم پرده نشین کوی و مژگان چشمان توام در دیار تنِ تشنهِ کویر هر شب می بارم سایه های خیالی حرف دارند برای گفتن بغضی که آه می شود درشاعر:مرتضی سنجری
شعر.... - تاریخ: 1400/2/21 ساعت: 4:34
شعر پنهان در "منِ" من : شعر بی دفتر و قید شعر بی پایانِ جاری شعر ساکت چون شقایق شعر بی بال شعر پیچیده در جان. شعر بی خوانش من : شعر پُر بغض وامانده در خود شعر بی داد و فریاد شعر جنگِ میانشاعر:محمد-علی زرندی
طعنه در سوگِ سیاوش شعله بر آتش کشید - تاریخ: 1400/2/21 ساعت: 4:34
گوشه ای تاریک می میرم شبی در انزوا مثلِ فانوسی که در یک جعبه گورش کرده اند آنچنان مرگی که گویی نعشِ سقراط است که، 'با شرابِ شوکران از غصه دورش کرده اند در غَمِستانِ قفس دِق میکندشاعر:احمد رحیمی(مرودشت)
یک نگاه ... - تاریخ: 1400/2/21 ساعت: 4:34
. تنهاعضو دیدنی ست چشمانت ...!! سپاس از مهر حضورتان *محمد کریم زاده نیستانکشاعر:محمد کریم زاده نیستانک
گفته ای - تاریخ: 1400/2/21 ساعت: 4:34
گفته ای نانوشته می خوانی رازمان را فقط تو می دانی آن چه عمری ست ما در آن قفلیم دست هایت گشوده پنهانی گفته ای که باز می بخشی بعدِ توبه و پشیمانی وصله ای جور می شدیم ای کاش ای خداوندِ روزِشاعر:حميده عسكري بيجاربسته سري
حاج قاسم و ظریفی دیگر! - تاریخ: 1400/2/21 ساعت: 4:34
بسم الله الرحمن الرحیم "لا حول و لا قوت الا بالله" حاج قاسم که بزرگیش فزون از حد شد مدعی گفت: که او بر سر راهم سد شد! از قضا نیست عجب! وقت گزینش هم باز ز امتحانات ظریف دگری او رد شد! .شاعر:البرز داودی (یاور)
برگرد - تاریخ: 1400/2/21 ساعت: 4:34
از خوابها می ترسم و از اشیاء خانه خجالت می کشم این صندلی هنوز منتظر نشسنن توست و این آینه به تماشای زیبایی تو ایستاده این فنجان برای تماس با لبهای تو ،کنج میز نشسته است. و این ساعت ، با آمدنتشاعر:جواد تبخ
جهالت - تاریخ: 1400/2/21 ساعت: 4:34
یئتیر اللهملتین دادینه ویران اولوب احوال جهان بورکوب هامینین بئلین غم سئچیلمیر پیروجوان دایانیب عرشه جهالت یارنیب کفرونفاق دماخ اولمور بو ساعت ممکن اولا نه اتفاق سحر تزدن چخب اودنشاعر:رضا قاراداغلی(حاجیزاده)
5 - ( اَحْسَـنٌ اًلْاٌْحْــوالْ ) - تاریخ: 1400/2/21 ساعت: 4:34
ای دوره ازتو برگشته حال چون ویا چرا ترا شد احوال گرخوش ویا بد بگذرد دور به هرحال نماند بدین منوال نگوتقد یرست وتدبیرنکنی بسپاری بدست بخت واقبال یا تدبیری برای تقدیرت بجو درمیان مکعب تاسهایشاعر:صمد محسنی
شــــب هـــای روســــتا - تاریخ: 1400/2/21 ساعت: 4:34
یــادش بـــخیــرشـبهــای زیـبا ومــــهتابی روســتا شـــبـــهــای پــــر از زمـــزمــــه هــــای آشــــنــــــا چـــه صـــفایــی داشــت هــمه با مــــهربـــانـــــی جــمعشاعر:قاسم خانه زر
خیال باران - تاریخ: 1400/2/21 ساعت: 4:34
خیال باران، و تمنای زمین، شبیه من و میراث بجا مانده ی توست، شبیه چیدن یک خواب، از یک غزل، تک واژه ای شد به روی این دست، که بگوید: عشق، تمنای وجود من وشاعر:مرتضی اسماعیلی
شعر خون - تاریخ: 1400/2/21 ساعت: 4:34
امشب دوباره مرتکب شعر خون شدم همراز لاله های ز غم واژگون شدم با مادیان سرکش عشقت گریختم یکه سوار مرکب دشت جنون شدم سلطان واژه ها، که سرم گرم عشق شد با کودتای چشم غزل سرنگون شدم از چلشاعر:علی ابرکان
محراب دل - تاریخ: 1400/2/21 ساعت: 4:34
با چنین حسنی که ماهم بی نقاب آید برون با چه رویی می تواند آفتاب آید برون نغمه پردازان دل عشّاق را خوش می کنند زان سبب از کوی ما بانگ رباب آید برون خانه ات آباد ای ساقی که دراین بزمشاعر:سید علی کهنگی(واسع)
مشق عشق را - تاریخ: 1400/2/21 ساعت: 4:34
آرام سر به زیر، سنگ صبور هم صدایِ موج شن ها نمناک بی کس آزرده دل ، سرشکسته از راه دور را رو به دریا نشاند، قامت موج میزبانِ میهمان نواز درفراق قبله عشق بسوخت سرنوشت ازفرارشاعر:منوچهر فتیان پور (راد)
آغوش مفهوم - تاریخ: 1400/2/21 ساعت: 4:34
. ما اینجا غریبیم و عدم ، تقدیر است فقط گویی لابلای همدیگر گیر کرده ایم زود رفتن هم مد شده اما ، انگار ، برای فرار از دنیا کافیست ، یک لحظه بایستیم شاید یک مکث ، بلوغ یک ، افتادنشاعر:فرهاد بیداری
بعضی اوقات - تاریخ: 1400/2/21 ساعت: 4:34
امروز کمی در خودمم روی صندلی روبروی پنجره بسته نشسته ام سیگار هم که تمام اندکی در فکر فرو می روم و به سوی کافه می روم آنقدر حواسم جمع است که پرندگان روی سیم برق را قشنگ میبینم و آنقدر حواسشاعر:میلاد غریبی زاده
شب قدر - تاریخ: 1400/2/21 ساعت: 4:34
شب قدر است و این عالم همه در سجده اند یارب دعا گویند و گریانند ز سوی سدره ی عرشی در این تحفه سیه پرچین ببین آینه صیقل را پریشان است و خونین است و خونین است دعا گویم تورا هر دم شب فیاضِ رحمتشاعر:مهوش امینی
ناز دو چشمت - تاریخ: 1400/2/21 ساعت: 4:34
نور آفتاب نمی آید و ماه هم به اضافه کاری منظومه افلاک به هم ریخته از ناز دوشاعر:لقمان مداین
تنگ تنهائى من - تاریخ: 1400/2/21 ساعت: 4:34
باز هم يك افق روشن صبح و كسى از دل پيدائى روز روى برگ خشك پائيزى و سرد نرم و آهسته و گرم به سراغ تنگ تنهائى من مى آيد روزها بود كه رفته گر پير چه دريغى مى كرد لطف جارو زدنش بر سر اين خانه ىشاعر:مصطفی مروج همدانی