گل شمعدانی‌ام - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
گل شمعدانیام وه چه عطر زیبایی تو! مگر که تو را به امتداد شبی دیجور از دیدرس رضوان و از باغ بهشت او دزدانه ربوده باشند! عطر زیبای تو از قفس سینهام فراتر میگذارد و کاشانه مرا در خودشاعر:انامک (علیرضا غفاری حافظ)
اﺯ اﻳﻨﻜﻪ - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
اﺯ اﻳﻨﻜﻪ اﻧﺠﺎﻣﺶ ﺧﻮاﻫﻢ ﺩاﺩ, ﻣﻴﺘﺮﺳﻢ ﻧﻪ اﻳﻨﻜﻪ ﭼﻮﻥ ﻣﻴﺘﺮﺳﻢ اﻧﺠﺎﻣﺶ ﻧﺨﻮاﻫﻢشاعر:پویا عزیزی
می اندیشد - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
ماه با یک دل روشن به تو می اندیشد روز با حوصله ذاتا به تو می اندیشد آفتاب از لب هر پنجره ای بی تردید تا سر موقع رفتن به تو می اندیشد باد و باران،تب و طوفان،همه هستی، حتی شعله در داخل خرمن بهشاعر:مریم جلالوند
شکوفه نیلوفر آبی - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
شکوفه نیلوفر آبی و به آرامش این برکه ی آبی زمان ای تو شکوفه ی نیلوفر آبی جهان تو در فراسوی خلاقیت هر دوران تو بارش افکار منی چون طوفان در سکوت سرد شکوفه ی ناپیدا خندید گلبرگ چهره ی تو،باشاعر:یونس ذوالفقاری
شکستی - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
توکه همراه ما بودی چگونه به نامردی دل ما را شکستی زدی آتش به قصر آرزو ها پل رفتن به فردا را شکستی نگاهِ نازلی کردی به هستی سگالِ رو به بالا را شکستی دل ما همچو دریای صفا بود شاعر:عنایت کرمی
رباعی بیست و هشتم (باورهای تاریک) - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
در باورشان دیو خدائی می کرد فرعون پلید خودنمائی می کرد در دهکده ی باور و نیرنگ و دروغ ای کاش فرشته کدخدائی میشاعر:ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)
حکمت - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
ریشهِ حکمت به دل کـن جستجـو برگ و بارش بر زبان جاریشاعر:سلیمان ابوالقاسمی
گرچه زخم نگهش این همه شاکی دارد... - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
گرچه زخم نگهش این همه شاکی دارد این دل خسته ام از زخم، چه باکی دارد؟ یا رب آن کن که بشورد(*) دل من بر غم او چون فریدون شود او، تا که ضحاکی دارد گرچه با جور و جفایش دل ما میشکند خوب دانم که دلششاعر:شمع کیانی
عشق یعنی.... - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
عشق را نمی توان خورد نمی توان نوشید عشق را نمی توان پوشید عشق گردن بند گردنت نیست عشق حسی ایست غریب میان تو...میان من... عشق دلتنگی غریبانه ایست مجهول و مبهم عشق یعنی غرق چشمانش شوی و اوشاعر:سمیراعاشوری
به پای چشم آهویی دل شیری به زنجیر است - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
به پای چشم آهویی دل شیری به زنجیر است چه غم؟ چشمان آهو هم، گرفتار دل شیر است میان ماندن و رفتن مردد میشود صیدی که فرزند دلش در چنگ ببر پیر تقدیر است xa0به حال کوه میگرید، به پای صخره هایشاعر:علی ابرکان
آخر بهار - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
آخر بهار رسید.. بیا، برای آمدن تابستان گُل های گُلدان پیراهنت را در باغچهِ کنار حوض حیاطِ خانه بکار ماه را از آسمان بچین ستاره ها را نیز بر گوش هایت بیاویز و شعری بخوان برای ماهی ها تاشاعر:مرتضی سنجری
آخرین باران.... - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
این روزا دارم از درد دوریت می پیچم به خودم برای بودن در کنارت من به هر دری زدم تو حالیت نیست به خدا دارن از قلبت بیرونم می کنند دارم تنهای تو بارون قدم می زنم به جون خودت این نبود قانونشاعر:محمد کیا حبیب زاده
شبانه ای برای او - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
و سرخی غروب یادآور چیزیست شاید از همین روست که غروب را به اشتیاق می نگرم و با رفتنش در گلویم بغضی ناشکفته می ماند تا سحرگاهان، می ماند تا در انتهای شب نم نم جاری شود و برسد به هنگامه طلوع، تاشاعر:حمید رضا ناصری
آسمانی شو - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
هرچه برمی خیزم ازاین خاک می افتم به خاک تا کشم پرجانب افلاک می افتم به خاک سربلندی دو عالم حاصل افتادگیست ذرّه ای ناقابلم بی باک می افتم به خاک نیست جایی در حریم عاشقان نا پاک را بهرشاعر:سید علی کهنگی(واسع)
جادوی چشمش - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
عسل میریزد از کندوی چشمش طلسمم کرده با جادوی چشمش دلم چیتای دشت بیقراری ست شکارش میکند آهوی چشمش علیشاعر:علی ابرکان
فاحشه - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
فاحِشه واژه یِ مقدّسی است در برابر سوره های جعلی ات که آیه آیه اش تغذیه شد با خونِشاعر:مسلم سلطانیان
جنگ - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
ازجنگ آمده ام صلحی به شیرینی پیوندتنمان آوردم نفسم می سوزد وطن را یک تنه از وجود رغیب پاک کردم کفش هایم بوی خونابه میدهند اما.. به داشتنت می ارزد. #فاطمه سحابشاعر:فاطمه سحاب عبدلی
محرم نیستی - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
درد دارم در دلم، اما تو محرم نیستی نوشدارو خواندمت، بااینکه مرهم نیستی چون بیابانی اسیر و تشنهی باریدنام، آه از بخت سیاهم، قدر شبنم نیستی با دورویی و کلک گفتی مرا میخواهیام گوش کن! منشاعر:بهاره کیانی قلعه سردی
ورم - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
با"ورم" تن می کِشم تن به عالم می کِشم باورم غرق آبه ی خلق عالم می کِشم با من از آدم مگو هر چه آدم می کِشم همدمم هم باورم یاورم هم می کِشم این نوشته بدون تو جه به معنی ، تقدیم بانویشاعر:رضا شاه شرقی
وجدان راحت - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
چه آنان که شاد آمدند و خوشحال روند چه خوش سخن ها که بدنام شدند چه زیبا پیکرانی که صیاد شدند چه آن بسیاری که برای شبی به خود نقابی زیبا زدند پسِ آن نقاب ها رسوا شدند زندگی رهی است برای گذرشاعر:شاهرخ شفیعی