آمده . . . - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
گفتم ای دل شاد باش دیگر نگارم آمده در پی پاییز و دی گویی بهارم آمده گر بیاید مقدمش را بوسه باران میکنم سیل شوق از دیده های اشکبارم آمده حاصل شب گریه ها وناله های تاسحر آه من شد چاره ساز و درشاعر:پژند محرر صفايي
دلتنگی شعر - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
مدتی ست تمام دلتنگی شعر را به در و پنجره برای لحظه های با تو بودن دوخته ام تمام چشم ها را برای دیدنت به بیداری کشیده ام تمام کوچه و خیابانهای شهر در تپش لحظه ای دیدنت و من تمام خوشی هایم را شاعر:عزیز حسینی
نوید باران - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
ای آنکه در چشمانت خورشید داری به ظلمت کوچه های انتظار پایان ده با گوشه چشمی به تن سرد آب به جهان شنی نوید باران ده ریزش کوه گنه راهت را سد کرده؟ با طوفانت ره ظهور را سامان ده بی تو عالم درشاعر:حمیدرضا طمیمی
کولی - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
ای کولی آواره،همدم نمی خواهی؟ دیوانه ام آری،دیوانه نمی خواهی؟ عاشق نشدی شاید،عشق نمی خواهی در کوه نمانده ای،خلوت نمی خواهی کولی ببین امروز من هستم و تویی امشب اگر آید،همسفرم تویی کولیشاعر:سیمین امین صالحی
62 - ( بـاش پسنـد روزگـار) - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
ای دل به تونرسد گزند روزگار اگرکه به فعل آوری پند روزگار درزیرچرخ فلک می شکنندت ای وآی اگرنباشی پسند روزگار دانم ای دل سخت میگذرد ایام بدان نگردد چنین روند روزگار گردن رها کن ازیوغ دنیاشاعر:صمد محسنی
قول و غزل - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
با آنکه دل به قول و غزل خوش نموده ایم پیوسته از مصیبت دنیا سروده ایم آینده گان چگونه قضاوت کنندمان از آنچه دیده ایم و ازآنچه شنوده ایم چیزی بجز محبت و عشق و وفا نبود فالی اگر برای شاعر:سید علی کهنگی(واسع)
پر زاغ - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
در پشت پنجره خیال تنهایی موج میزند به ساحل شب ستارهها شناورند میخوانند ماهیِ ماهشان را شبنم به مهمانی ناخوانده برگی آمدهست خیس اند از خجالت برگ های زنگاری مهمانپرست و در دورشاعر:محمد آریان
پاییز دلتنگی - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
خاموش و سرد و نفرت انگیزم ، جدا از تو مانند اشک از دیده می ریزم ، جدا از تو در خاطرم گل میکند آغوش تنهایی یک آسمان اندوه پائیزم ، جدا ازشاعر:مهدی حاجیان پناه {شفق}
درد آشنایی نیست - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
فراموشت شدم گویی خدایم نیست در این ماتم سرا درد آشنایم نیست تو درخوابی و من در درد میسوزم خدایا این چنین ماتم سزایم نیست رهایم کرده ای در جنگلی تاریک من انسانم درین بیغوله جایم نیست درشاعر:حسین قنبری عدیوی
آرزوی خوب - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
ای آرزوی خوب شاید شبیه یک گل، در بیشه زار دور من تا نسیم خیالت سفر کنم اینجا چقدر بی تو دلم تنگ می شود بی واژه های تو من هیچ می شوم نابود می شود بیچاره شعرشاعر:سعیده کریمی
شهید باور باران - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
شهیدِ باورِ آن سروهای بلند دخیلِ معجزه ی گل سرخ خواهم شد این خیال پا به ماه بهانه ی یک عمر سادگی ست برای تمام دروغ های شاعرانه که باور بودن بود همگان، یاورِ آن پندار ِِخاکستر نشین مکرشاعر:مجید ابتدایی
آرایه - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
آرایه ای همچون نگاهت نیست من عاشقت هستم ، گناهت نیست آرامشِ شبهای دریا چون آرامشِ زلفِ سیاهت نیست دل را بگفتم : عاشقی حق است عاشق شدی؟ این اشتباهت نیست هر روز ، من عاشق تر از پیشم چون منشاعر:جواد قره محمدی
چراغ سبز - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
باز هم پشت چراغ قرمز دود می شود عمر کودکی روی زغالدانی پیش می آید با لبخند و من با اخم می کشانم شیشه شعور را بالا هوای دل می شود ابری و سرگردان یک درواره دیگر چشم هایش چشمه فریاد و دستانششاعر:مهدی شریفی
دو روز عمر - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
« دو روز عمر » ما غافل از وظيفه ي انسان نمي شويم در مُلك حق ، به همره شيطان نمي شويم ايمان ما ، به غفلت و بيهودگي ستود ما غافل از طريقه ي ايمان نمي شويم زجري از اين شاعر:حسن مصطفایی دهنوی
سراسيمه - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
من در انديشه، شبم صبح نشد درد ديدار تو در سر دارم پاى رفتن كه ندارم، اى كاش دست از خاطرِ تو بردارم سالها ميگذرد، شب بى خواب دل نه ياراى فراموشى وُ باز من در انديشه ى تو بيدارم اين همه نقصشاعر:محمدعلى دهقانى
* "قصه تنهایی" * - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
پیشِ چشمِ همه طاووس قشنگ است ولی اوجِ زیباییِ او جِلوهِ رنگ است ولی گرچه خوبانِ زمانه به مَثَل آینه اند ذاتِ آئینه هم از جوهرِ سنگ است ولی ماه در کوچهِ ما خنده کنان آمد و رفت حالِ آشفتهِ ماشاعر:مازیار نظری
بشی شیطون - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
توبیا باهم برقصیم ، کوچه وشهروبیابون مثه یک دیونه باشیم، کم بشوازمن گریزون نه که لیلای دلم شو، من فقط مجنون بمونم یاگره بزن به عشقم، روی خودازمن بگردون گرم آغوش توبودن ، این همه غوغاشاعر:کریم لقمانی
خدایا مددی کن - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
خدایا نفسی دارم وبی هم نفسم همتی کن که چنین دل ندهد بر بادم می زنم چنگ به ریسمان نجاتت خدایا من در بند را مددی کن خیر ندیدم من از این جام شراب تو شبی سر به راه کن دل غم دیده مارا صومعه ، میکده ،شاعر:قاسم الماسی
دل خونی - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
ازسرانگشت من وپوست ان،جمجه مغز ترک خورده من. همه گوشت تنم،همه عضو بدنم جمله آمیزد به خاک جزهمین چندسخنم آنچنان که دگر پیدانیست آنکه آمیخته درخاک منم مانده ام سخت متعجب زدلم کز چهشاعر:سیدصدیف موسوی
گریزانم از خودم - تاریخ: 1400/3/12 ساعت: 22:28
من در هوای جاده گریزانم از خودم آخر چرا چنین شده؟حیرانم از خودم عمری به خَمر شهره ی عالم شدم ولی آتش به باده فکنده ، پریشانم از خودم حالم کجاست تا که بگیرم خبر ز او؟ در وصفِ حال،بیهده،بیشاعر:فاطمه زهرا نوری