
حلالم کن من از نسل زمستانم من از نسل تگرگ و برف و بارانم حلالم کن که من جا مانده ی فریادِ اوجِ خشمِ طوفانم نه فریادم که از فریادِ طوفان در امان باشم نه خشم آذَرخشَم تا که تک تازِ سپاهِ وسعتِشاعر:علی اصغر رضایی مقدم...
ادامه مطلب
بگو بر من چه تقصیری بهار دارد چو در خوابِ زمستانی فـرو رفتیمشاعر:سلیمان ابوالقاسمی...
ادامه مطلب
از زمستانی که برای آزادی یقه پاره کردیم فصل های زیادی متواتر گذشته و اکنون ما مشتی دوره گرد بدبخت، خوشبخت فروشیم و چه باشکوه و پر از رنج مجبور شدیم از آزادی رویا بسازیم سال هاست با مشتشاعر:عبدالله خسروی...
ادامه مطلب
ابرها چون گهواره ای نعش زمین را بغل گرفته اند ایستاده ام و از دور نگاهت می کنم قطار بی هیچ صدایی تورا با خود می برد آه که این زمستان دست از سر تقویم بر نمی دارد دلم با هیچ دوستت دارمی گرمشاعر:علی رفیعی...
ادامه مطلب
بهار دلبرى مى كرد تابستان دلَش مى سوخت پاييز عاشقى مى كرد با زمستان حرف زدم سرد شده بود آرى زمستان همان بهار بود در پاييز غرق شدهشاعر:سروش عباس زاده...
ادامه مطلب