
متعهدم به نیمه دیگر دیگرم که خوابیده در گور یا گمشده در افق های دور نشسته ام بر چشمزار گریه های شور دست در خیال گیسوی بور تنها مانده در نبود نور که کرده سوی دیدم را کور و یادی از تو که میشودشاعر:سادات حسینی...
ادامه مطلب
قاصدکِ پر پر شده ! گناه تو همراهی بهار بود و شادی اگر نمیرقصیدی ! اگر نمی خندیدی ! اگر سر از باغچه ی سکوتت بیرون نمیدادی ! اگر هوای تازه نمی خواستی .! اگر عاشق نمی شدی ،،! اگر مثل هزاران قاصدکشاعر:مهناز الله وردی میگونی...
ادامه مطلب
راستی چه سرّ ی ست مستورِ در سلاله ی سلسله ی سوسن؟ برباد می رود ،این دُرِّ دردانه در ارتفاع بادآورِ رویاها ... رازی شکیل و بی شکلک ساز همطراز با خورشیدو کهکشان راه شیری آیاشاعر:ناظمی معزآبادی اصغر...
ادامه مطلب
دستی بگشا ای جان تا جان بکنم قربان گرنیست ترا باور این گوی و این میدان ما را نه هنر باشد این گونه سخن گفتن قربانی تو گیرد هر لحظه ز عشقت جان سخت است که راه عشق تنها بسپارد دل با مهرِ تو میشاعر:پژند محرر صفايي...
ادامه مطلب
در سمت صبح روشنایی پیدا نبود باهجوم شبانه های موکد تلویزیون با آوایحزین عروسک هارا وا می نمود وزبان رایج شهر ؛ بیان الکن هجرت بود وانسان این ققنوس مشوش شبحِ گم گشته ایشاعر:ناظمی معزآبادی اصغر...
ادامه مطلب
مطلب بندرگاه نیلوبلاگ، رو به تاریک است کشتی ها- ___بهرسویی روی آبهای سیاه وسرخ می غلتند کنارساحلی تاریک برای انتظاری دور بازمی گردم +++ غروب زیبایی ست کشتی های درلنگر برآب های موج آلود می پیچند زآب هایشاعر:فتی معطوفی(م کیوان)...
ادامه مطلب