شعر نو

متن مرتبط با «سكوت بره ها» در سایت شعر نو نوشته شده است

هاشور ۰۳

  • نیلوبلاگ

    صبح، یا عصر، فرقی نمیکند! "دلتنگیِ جمعه" شروع که میشود... سعید فلاحی (زانا کوردستانی) کتاب چشمهایشاعر:سعید فلاحی...

    ادامه مطلب
  • ساحت تنهایی

  • نیلوبلاگ

    تنها در اسارت تن ها و هجوم خیل خیالات مبهم که می بندد سری را که درد می کند و احساسی که دل سنگ دارد و دزدیده نگاهی که قیچی می کند فصل خزانم را من و کودکی که می خورد شیر خام مادر را از پستانشاعر:مهدی شریفی...

    ادامه مطلب
  • گِله ها

  • نیلوبلاگ

    دو سه روز است که ما وگله ها تنهاییم شاکی از درد و غم فاصله ها تنهاییم ما در این کهنه رباطی که ندارد مهمان فارغ از دردسر قافله ها تنهاییم نه سروری و نه جامی و نه شیرین سخنی خالی از هلهله ها،شاعر:علی حقیری...

    ادامه مطلب
  • ‌جهان دیگر

  • نیلوبلاگ

    آنچه از ماه گمشده است را در چشم های تو پیدا می کنم و موج هایی مفقود همانطور که خشکشان زده است بر تار موهات وسعت دست ها زلالی اشک ها و تکیه گاه شانه ات، هزاران اسب وحشی فراری می شوند بهشاعر:شیما اسلام پناه...

    ادامه مطلب
  • اوهام

  • نیلوبلاگ

    وهم ـــــــــــ وین فزونی کِی سزد. تشنه زیستن بستردریا.؟ چوبوتیمار زندگانی جنب رود.. مرغ غمخوارک تشنگی ترجیح و سیراب نشاید. جزغمِ اوهام شاعر:سید یحیی حسینی امیرآباد...

    ادامه مطلب
  • (:(جهان باقی،جهان فانی):)

  • نیلوبلاگ

    (:(جهان باقی،جهان فانی):) احل این جهان نیستیم چو این جهان فانیست بهر انسان جهان باقیست اموال این جهان هست احل فانی و نابود شدنی ما ایم که احل باقی ایم این جهان و اموالش امتحانی است پایانشاعر:علی مرتضی موحدی...

    ادامه مطلب
  • هاشور ۰۴

  • نیلوبلاگ

    به دندان کشیده، برهی خیالم را... ... "کفتار"، نامِ دیگرِ تنهایی ست. سعید فلاحی (زاناشاعر:سعید فلاحی...

    ادامه مطلب
  • من پرنده ای مهاجرم

  • نیلوبلاگ

    من پرنده ای مهاجر بودم افسوس، دنیا دستم را در دست زمین گذاشت و از پس موسم های برف و بوران کنج اتاقی پر از کتاب و اندیشه های سیاه و سفید در آخرین نقطه مرزی از جغرافیای آه و حسرت به جستجویشاعر:عبدالله خسروی...

    ادامه مطلب
  • هاشور ۰۵

  • نیلوبلاگ

    دوستم داشته باش، با فعلی تازه! تا عوض کند شعرهایم را بی عشق تو،،، خانه نشینم، الی الابد. سعید فلاحی (زاناشاعر:سعید فلاحی...

    ادامه مطلب
  • در جاده می روی و قدم هات دیدنی ست

  • نیلوبلاگ

    دل گرم خنده های تو ام نازنین من چیزی بگو و حرف بزن, دل نشین من! از آن زمان که روی ترا دیده ام به بعد نام تو حک شده ست به قلب حزین من این دل همیشه یاد ترا می کند, پری! این دل همیشه یاد ترا مه جبینشاعر:امین رهی...

    ادامه مطلب
  • «زباله ها»

  • نیلوبلاگ

    ــــــــــ تاوقتی صورت ولب. تاول وچرکین و آلوده اند مسواک دندان راچه سود.!! تاکه وقتی کوچه. خیابان . محیط زیست.. همه آلوده است. نظافت اتاق، حیاط و محیط زندگی بی فایده است.. ۹۹/۴/۱۱ شاعر:سید یحیی حسینی امیرآباد...

    ادامه مطلب
  • اشکهای نریخته

  • نیلوبلاگ

    اشکهای نریخته گنجشکها باران می شود و می بارد روی گل ها درخت ها می بارد روی صورت من اشک می شود روی گونه هایم میچکد روی برگ شمعدانی شبنم می شود و زیبایی گل بیش از پیش می نشیند در خانه یشاعر:آرزو هدایتی...

    ادامه مطلب
  • عطر های ماندگار

  • نیلوبلاگ

    آمدی کوچه مان پر شد از عطر فریبنده ی یاس اما بعد به سفر رفتی سفری دور و دراز... و من سال هاست که بر نیمکت های خاطره چمبره زنان نشسته ام در تماشای نارونی با سنجاق مویی از گنجشکان کنجکاو شعر میشاعر:شیما اسلام پناه...

    ادامه مطلب
  • تنها بی تو

  • نیلوبلاگ

    تنها بی تو **** تنها بی تو، روز و شب ها ماندم بی روی تو من، اسیر غم ها ماندم در خلوت خود در قفس تنهایی دور از تو بسی یکه و تنها ماندم با این همه عشق و شور و شیدایی چون برگ خزان به زیر پاهاشاعر:علی اوسط حسینی...

    ادامه مطلب
  • غزل های پریشانی

  • نیلوبلاگ

    نشسته درنگاهم ابرهای تار وبارانی که شددریای دل درگیرطوفانهای طولانی خلیج فارس جاری می شود ازچشم غمگینم یقین دارم توهم چون من پریشانی وطوفانی به فکرما نمی باشدکسی دراینشاعر:اصغر اروجی...

    ادامه مطلب
  • من هایم؟!

  • نیلوبلاگ

    در من هزار من، نونهال و پیروار، خفته ی بیدار نفس می کشند، حرف می زنند و مرا به هر سوی بی سو می کشانند همزاد هایی از جنس نور و تاریکی بندی و رها ماندگان پرّانی که آرام و رام در من به من سازیشاعر:مهری سلیمان پور...

    ادامه مطلب
  • هنگامه های روحانی

  • نیلوبلاگ

    در بیشه جنگلهای آرتویس بود، در میان درختان، در زمینی غرق در خون، سرباز زخمی آلمانی خفته، و نوای گریه های او در شب طنین انداز ، در پوچی... هیج بازتابی پاسخگوی درخواست او نیست، آیا آنقدر خون ازشاعر:میلاد غریبی زاده...

    ادامه مطلب
  • مرگ های روزانه

  • نیلوبلاگ

    روزی نیست که خورشید را از تیغه ی کوه نگذرانند؛ آسمان غروب را دیده ای!؟ اینگونه است،شاعر:شیما اسلام پناه...

    ادامه مطلب
  • ثانیه ها

  • نیلوبلاگ

    عمر من تو ساعت ها نیست روزها نیست سالها نیست ثانیه هاست آن روز که شب شد بگذشت ثانیه ها و دریغ از روز چون ثانیه ها رفت رفت روز رفت سال رفت عمر زود چون باد این عمر عجب می گذرد به تماشایش، چهشاعر:فرهاد ظفری...

    ادامه مطلب
  • هذیانهایِ کویر!!

  • نیلوبلاگ

    عمرم را، بدین واحه، به میانِ نیزارهائی که دیگر آب نبود، به قایقی نشاندید مرا !! بی آنکه پاروئی بزنم، به رویایِ رود جاریم ساختید، با ستارگانِ محبوسِ کویر شب را به تنهائی می سرودم، و باشاعر:علیزمان خانمحمدی...

    ادامه مطلب