
رباعي اول مانند فرشته و پری عشق بورز با شیوه مرغ سحری عشق بورز کندوی شکرریز سهند و سبلان با من به زبان آذری عشق بورز رباعي دوم غم بود به خانهها؛ نمیدانستیم... ما علت غصه راشاعر:عیسی محمدی...
ادامه مطلب
توگرفته ای گاز حرف وبیان را وای اگرمنهم بکشم تیغ زبان را هرآنچه دانی فقط حرف ست ولا بسیارتفاوت ست فعل و بیـان را این تفاوتها فاصله بین بود ونبود بدان میماند مَثَلِ پنهان وعیان را البتّه نهشاعر:صمد محسنی...
ادامه مطلب
بیان فاجعه(مرگ پرندگان مهاجر) از زبان تالاب میانکاله ***** از کهن دوران در ایران زمین می درخشیدم، زهر سو چون نگین من میانکاله بدم، تالابِ جان در بهین دشت و مکان، مازندران بود من را نام، بینشاعر:علی اوسط حسینی...
ادامه مطلب
« هم زبان » سلام اي هم زبان من ،چرا از من كني دوري سلامت مي نمايم من ،به بيماري و رنجوري من آن آزرده دل هستم،كه نتوان از تو باشم دور سليمان را تو بنموده ، نوازش داد بر شاعر:حسن مصطفایی دهنوی ...
ادامه مطلب