
باغ و چمن بچشم دل، جلوه دگر نمی کند چرخ زمان چرا ازاین، خسته گذر نمی کند نیست نفس که پرکشم باز درآسمانِ عشق درعجبم ازآنکه دوست ازچه نظر نمی کند مانده بسیلِ غم دلم رفته زمن هرآنچه بود نیستشاعر:پژند محرر صفايي...
ادامه مطلب
در یک شب سرد تا سپیده بر صفحۀ دل به آب دیده صد نقطه و خطِ ریز چیدم تا صورتِ کودکی کشیدم در قابِ نگاهِ گرم فانوس یک سلسله آرزوی محبوس من بودم و ایده های آنی یک عشق عجیبِ قهرمانی من بودم وشاعر:عنایت کرمی...
ادامه مطلب